خبرها

متن کامل سخنرانى رييس جمهورى در آکادمى علوم جمهورى آذربايجان

بسم الله الرحمن الرحيم آقاى رييس ، خواهران و برادران ، حضار محترم سخنرانى امروز من در آکادمى علوم آذربايجان ، مثل ساير جلسات مشابه و تجربه هاى کم و بيش يکسانى که در طول دو دوره مسووليت خود داشتم ، داراى خصيصه اى است که تامل در آن به نظر ضرورى و با اهميت جلوه مىکند. مسوولان سياسى ، وقتى در مراکز علمى سخن مىگويند ، با صرف نظر از موضوع و محتواى سخنرانى ، گويا در پيش فرض چنين امرى ، نسبتى خاص را ميان علم و سياست و عالمان و سياستمداران مفروض مىگيرند، اين نسبت البته همه جا و همه وقت ، نسبت واحدى نيست . در نظر بعضى از قدرتمندان سياسى ، ممکن است چنين فرض شود که ما صاحبان قدرت ، بايد براى علم و فکر نيز مثل مسايل سياسى و اقتصادى و اجتماعى،"رهنمون " بدهيم واز دانشگاه براى تحقق خواسته هاى خود"استفاده " کنيم . دراين صورت ، سياستمدار کسى است که در پشت الفاظ و جملات صريح و يا پوشيده و کنايى خود ، خواستى بسيار روشن دارد و آن چيزى نيست جز متابعت دانشگاهيان از " برنامه هاى " سياستمداران به قصد تحقق اراده آنها در عرصه مسايل سياسى ، اجتماعى و اقتصادى . حال اگر سياستمدارى از کشورى بيگانه در مراکز علمى سخنرانى کند ، طبعااين خواست منتفى است ولى او سعى مىکند در سخنان خود از نسبت ميان علم و سياست در کشور متبوعش ، براى ميزبان و مخاطبان خود ، توضيحاتى بدهد و مطالبى را مطرح کند . من بدون اين که منکر اهميت بيان نظر سياستمداران در مجامع علمى و خطاب به اهل علم بشوم ، هميشه سعى کرده ام در چنين مجامعى موضوعى را که به نظرم داراى اهميت نظرى و اجتماعى بوده و به نحوى به بهبود مناسبات زندگى کمک مىکرده است ، مطرح کنم و مخاطبان خود را به مشارکت و بحث دعوت کنم و از ايشان بخواهم ، در باب مسايل طرح شده تامل و اظهار نظر کنند. در اين صورت ، جلسه ما صرفا به بيان نظريات گوينده اختصاص پيدا نمىکند ، بلکه جلسه اى خواهد بود که مخاطب را دعوت به تامل در باب مطالب مىکند و اين اولين قدمى است که مىتوان در راه گفت وگوى ميان سياستمداران و دانمشندان برداشت . نظريه گفت و گو ، هميشه قايم به مشارکت فعال دوطرف است . من وقتى مىبينم که مطالبى که در سخنرانىهاى داخلى و خارجى خود مطرح کرده ام ، گاهى موضوعى براى بحث و گفت و گو ميان صاحبنظران شده است ، بسيار خوشحال مىشوم و احساس مىکنم به هدف خود در راهى که برگزيده ام ، نايل آمده ام . دوستان محترم شرط ورود به يک گفت وگوى حقيقى چيست ؟ آيا هر نوع سخن گفتن و شنيدن و پاسخ گفتن ، مصداق گفت و گوى حقيقى است ؟ اگر چنين نيست ، پس لازم است بپرسيم صفت ذاتى و خصوصيت اصلى گفت و گوى حقيقى چيست ؟ اگر اين صفت ذاتى را بشناسيم ، شايد بتوانيم به معنى گفت و گوى حقيقى نزديک شويم . اجازه بدهيد درقدم اول روشن کنيم که وقتى از گفت وگو بحث مى کنيم ، معناى وسيعترى از مبادله کلام و الفاظ در نظر است . اين معناى وسيع را ممکن است با تغيير "ارتباط" بيان کنيم اما خوب مىدانيم که "ارتباط" نيز داراى چنان دامنه گسترده اى است که شامل انواع و اقسام روابط ميان انسان باانسان و انسان با محيط طبيعى و حوادث تاريخى نيز مىشود و طبعا تعريف گفت و گو به چنين معناى گسترده اى ، در واقع آن را خالى از مصداق معين روشن مى کند. تعريف شى به امر اعم ، مطابق آنچه اصحاب منطق مىگويند امرى اجتناب ناپذير است .از لحاظ منطقى هر وقت بخواهيم چيزى را تعريف کنيم ناچاريم ، مفهومى را که اعم از شى يا مفهوم مورد نظر است در تعريف اخذ کنيم : منطقيون براى مشکلى که ذکر شده ، راه چاره اى انديشيده اند و گفته اند : در تفريف بعد از ذکر امر اعم ، لازم است " فصل " يعنى مفهومى که دامنه شمول امر عام را کوتاه مىکند و آن را مناسب اطلاق بر شى يا مفهوم مورد نظر مىکند ، ذکر شود. اگر "ارتباط" ، مفهومى اعم از گفت و گو است ، بايد بپرسيم " فصل " دراينجا چيسيت ، يعنى آن مفهومى که بايد مصداق مورد نظر ما را از مصاديق بسيار گوناگون "ارتباط" معين و مشخص کند ، چيست ؟ به نظر مىرسد فصل مميزى که هم "گفت و گوى حقيقى " را از ساير انواع گفت وگو و هم از ساير انواع ارتباط ممتاز مىکند، "تفاهم " است . بنابراين مىتوان گفت ، گفت وگوى حقيقى ، ارتباطى است که مصداق آن حصول تفاهم است . اما اگر ما در باره هر مفهومى دچار سوءتفاهيم بشويم ، نمىتوانيم در باره مفهوم تفاهم ، به سوءتفاهم مبتلا شويم . تفاهم امرى سهلالوصول ، معمولى و در دسترس نيست . کافى است که اندکى به موانع تفاهم توجه کنيم تا معلوم شود که کسب تفاهم چقدر ديرياب و نادرالوجود است . مهمترين امورى که تفاهم توسط آنها ايجاد مىشود، نظير زبان ، دين و تاريخ ،به سادگى و به فراوانى به نقيض تفاهم تبديل شده و خود وسيله اى براى ايجاد سوء تفاهم مىشود. زبان ،همزمان دوکار مى کند،هم کاشف است و مقرب و هم حجاب است و مبعد. گرچه ما سعى مى کنيم تا به وسيله زبان ، مکنونات خود را بيان کنيم ولى از آنجا که ما مالک الرقاب زبان نيستيم بلکه کسانى هستيم تا چشم برجهان ،گشووه ايم در دامن زبان پرورش يافته ايم ، پس گرچه درست است که بگوييم زبان هرکس در اختيار اوست ، ولى از افقى وسيعتر و تاملى دقيق تر هم مى توان گفت اين ارتباط از جهتى ديگر ارتباطى دوجانبه است ، يعنى آدميزاد نيز در اختيار زبان است و اين حقيقت ، معارض با آزادى و اختيار انسان نيست ، بلکه دامنه آن را دقيق تر مى کند و از خيالپردازيهاى ساده لوحانه اى که انسان را موجود مطلق العنان و قادر متعال فرض مى کند ، جلوگيرى مىکند و در حقيقت حدود هستى آدمى را روشن مى کند که ما مختاريم اما در درون مرزهاى وجودى خود ، و يکى از اين مرزها ، زبان است . آنچه در باب عملکرد دوگانه زبان گفتم کوششى بود براى وصف ماهيت زبان انسان بطور مطلق : اما ما بخوبى مى دانيم که انسان براى کسب منافع خود سعى مىکند با "زيرکى" زبان بازى کند و کلمات و مفاهيم را در معانى مورد قصد خود بکار برد و اين امر بيش از همه در سياست رايج است .طبيعى است که اين کوشش به اصطلاح "زيرکانه " موجب خالى شدن کلمات از مفاهيم آنها و رواج غوغ و همهمه بجاى مکالمه و مفاهمه خواهد شد .پس خطر ايجاد سوء تفاهم بوسيله بزرگترين وسيله ايجاد تفاهم يعنى زبان ، هم ذاتى و ناخواسته است و هم عرضى و عمدى. گفت وگو در سياست مخصوصا کار بسيار دشوارى است ، زيرا علاوه بر موانع ذاتى ، زبان مصنوعى و ديپلماتيک نيز به سهم خود ، مانع برقرارى مفاهمه مى شود ، پس باتوجه به اين مشکلات ، بايد بکلى از گفت وگوى حقيقى دلسرد و نوميد شويم و آن را محال بدانيم ؟ به عکس ، توجه به موانع براى عبور کردن از موانع است . اگر ما ساده لوحانه کار گفت وگو را امرى بسيار ابتدايى و ساده فرض کنيم تنها در خيال خود گفت وگو کرده ايم و چون فکر مىکنيم ، گفت وگوى ما نه تنها خيالى نبوده بلکه بسيار واقعى و روشن بوده است ، طبعا با خيالى راحت به کارهايى مىپردازيم که فکر مىکنيم در باره آنها " گفت و گو" مى کنيم واين يعنى آغاز افتادن در بيراهه سوء تفاهم و اختلاف . براى غلبه بر اين موانع چه بايد کرد؟ اساتيد محترم ! دوستان عزيز هر چه راه سخت تر باشد ، رهرو بايد عزمى محکمتر اراده اى خلل ناپذيرتر داشته باشد. صلح ، دوستى و مسالمت جويى و تکريم حقوق انسان فضايلى نيست که به سادگى و به آسانى به دست آيد. همه دولتها و مخصوصا دستگاههاى مسوول بين المللى موظفند اقداماتى را طراحى و اجرا کنند که "فرهنگ صلح " ، به فرهنگى غالب ، مطبوع و مورد اعتماد مردم در همه کشورهاى جهان تبديل شود . بدون عزم جدى دولت ها و موسسات بين المللى بزرگ نظير سازمان ملل متحد و يونسکو ، براى ايجاد صلحى مستقر و مستحکم ، صلحى که مبتنى بر عدالت و آزادى و تکريم انسان استوار شده باشد ، دم زدن از گفت و گوى فرهنگ ها و تمدنها ، پرداختن به امرى تفننى و ذوقى و يا نهايتا يک سرگرمى فلسفى و نظرى خواهد بود. تعليم و تربيت کودکان و نوجوانان ، يکى از ضرورى ترين اقدامات ، براى پرورش نسلى است که به جاى صداى تفنگ ، از حنجره آدميزاد براى بيان خواسته خود استفاده کند. صداى تفنگ در حقيقت صدايى است که خواست مطلق و غيرمشروط صاحب زود را اعلام مىکند و لذا تفنگ وسيله اى براى اعمال اراده و اسکات ديگرى است . هر جا صداى تفنگ باشد ، صداى آدميزاد نابود مىشود.همه صداهايى که در تاييد صداى تفنگ ، سرو صدايى مىکنند در حقيقت "سخن " نمىگويند بلکه توليد صداهايى مىکنند که با صداى تفنگ ، يعنى صداى خشونت و تفرعن و زورگويى ، مسانخ و مجانس است . با صداى تفنگ نمىتوان "استدلال " کرد ، نمىتوان مهر ورزيد ، نمىتوان سخنى را بيان کرد و نمىتوان سخنى را فهميد. صداى تفنگ در حقيقت ، صداى گفت و گوى کرها و لالهاى قدرت پرستى است که شان انسان را نه در دوستى و مفاهمه و صلحى که در غلبه و زورگويى و بىعدالتى مىجويند. ! آقاى رييس ! حضار محترم وضعيت کنونى جهان ، تاسف بارتر از آن است که در فرصتى کوتاه بتوان به جوانب مختلف آن پرداخت .فاصله ميان ثروتمندان و اغنيا،على رغم تبليغات در باره حقوق بشر ، روز به روز بيشتر و بيشتر مىشود به حدى که کشورهاى فقير را تبديل به زايده اى در جغرافياى جهان مىکند. زايده اى که هر وقت "انسان دوستى" ثروتمندان مصلحت ديد ، با لطف و رحمتى کم مايه و پرصدا ، تعدادى از ايشان را از مرگ و بيمارى نجات دهد. تحميل آرايش سياسى و تغيير در وضعيت جغرافياى سياسى جهان ، امروز علنا يکى از خواسته هاى اعلام شده قدرتمندان قرار گرفته است . نکته بسيار اساسى اين است که اين زياده طلبى و جنگجويى ، تنها سرزمين و منابع حياتى و انسانى و اقتصادى کشورهاى مورد تجاوز را از بين نمىبرد ، بلکه وقتى منطق حاکم بر سياست و اقتصاد ، بدون پرده پوشى و به طور علنى ، بىمنطقى ، زور ، خشونت و تجاوز شد، اين منطق بىمنطقى ، حد و سقف ندارد و کسى را استثنا نمىکند و اين دستگاه عظيم ترور و مرگ و خشونت همه چيز و همه کس را و از جمله صاحبان خود را نهايتا در غرقاب خود ، فرو مىبلعد و نهايتا موجب پيروزى مطلق توحش و ظلم و تجاوز برهمه جا و همه کس خواهد شد. از اينجااست که ترويج فکر و فرهنگ گفت وگو ، تامل در باب موانع گفت وگو ، تربيت نسل آينده در دامن مفاهيمى چون صلح و مدارا و حقوق بشر ، جزء وظايف اخلاقى و جزء تکاليف انسانى دولت ها است . بايد جهان را از اين خطر وحشتناک نجات داد و براى نجات جهان ، در نخستين قدم به مفاهمه احتياج داريم و براى ايجاد مفاهمه در اولين گام بايد بپذيريم که احتمال دارد طرف ما، حق بگويد. پس به جاى کوشش براى "اثبات " نظر خود نخست بايد کوشش کنيم سخن او را ، آن طور که او مىگويد ( نه آن طور که ما دوست داريم او بگويد ) دقيق و صحيح بفهميم و در هنگام فهم سخن او دائما بايد متذکر شويم که گرچه "ديگرى" غير از "ما" است ، اما قرار نيست ، ديگرى چون ديگرى و غير ماست ، پس لازم است هميشه غلط و دروغ و زور بگويد. فرض صحت سخن ديگرى ، با حفظ ديگرى بودن او ( و نه قرار دادن او در ذيل خواست و فهم خود ) فرضى است که ما را قادر به شرکت در يک گفت و گوى حقيقى مىکند. ! آقاى رييس ! حضار محترم همه مردم جهان به گفت و گو نيازمندند ، اما سياستمداران نيازمندترند. در همه تاريخ ، گفت و گو ، با همه قدرت و قلب خود، نجات بخش بوده است ولى امروز از همه وقت لازم تر و ضرورى تراست و نهايتااين که وظيفه انسانى و اخلاقى هر کس حکم مى کند ، نسبت به جنايت و فاجعه ساکت نباشد و صلح - دوستى و عدالت خواهى و غلبه زندگى بر مرگ را باصداى بلند فرياد بزند. فرياد انسانى ، حتى در زمان غلبه اصوات مدهش بمب افکن ها و توپخانه ها، حتى در فضاى مسموم جنگ هاى بيرحمانه بيولوژيک و شيميايى،تنها چراغى است که در مسير اين تندباد مخرب ، مىتواند راهگشا باشد. دست هاى خود را براى روشن ماندن اين شعله لطيف زندگى گردهم آوريم . متشکرم .


انتشار شماره جديد «پل فيروزه»

يازدهمين شماره «پل فيروزه»، فصلنامه دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي در زمينه گفت‌وگوي تمدن‌ها، ويژه بهار 1383 با همكاري مركز گفت‌وگوي تمدن‌ها منتشر شد.

در بخش مقالات اين شماره پل فيروزه مطالب زير را مي‌خوانيم: ديدگاه ابن خلدون درباره تمدن و معضل امروزي غرب، مقابله با قبيله‌اي شدن دوباره جهان، مفهوم‌هاي فرهنگ، نگاهي به مفهوم جديد تاريخ مدني در قرون وسطاي غرب، تأثير مولانا بر ذهن و ضمير غربيان، تحليل نظريه توانش زباني چامسكي و نظريه توانش ارتباطي هابرماس، درآمدي بر جغرافياي جهان‌بيني/ جغرافياي اجتماعي، تجلي‌گاه تعامل ميان‌دانشي، عناوين مطالب بخش پژوهش است.

در بخش گزارش مطلبي تحت عنوان «افسونگري‌هاي زبان فارسي » به چاپ رسيده است.

فهرست مقالات فصلنامه پل فيروزه از شماره 1 تا 10 و چكيده مقالات (به انگليسي) نيز صفحات پاياني اين شماره فصلنامه را به خود اختصاص داده است. اين فصلنامه از سوي دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، به مدير مسئولي عباس حري و سردبيري محمد محسن خوشنويس منتشر شد.


نشست هگل در خانه هنرمندان

روز يكشنبه 25 مرداد ماه در خانه هنرمندان نشست «هگل، از فلسفه تا سياست» برگزار مي‌شود. دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي در ادامه نشست‌هاي فلسفي خود در خانه هنرمندان، اين بار به موضوع هگل مي‌پردازد. در اين نشست رامين جهانبگلو درباره فلسفه سياسي هگل، دكتر محمد عباديان درباره منطق هگل و دكتر مرتضي قاسم‌پور درباره هگل و فلسفه هنر سخنراني خواهند كرد. اين نشست با همكاري دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، مركز بين‌المللي گفت‌وگوي تمدن‌ها و خانه هنرمندان برگزار مي‌شود. نشست «هگل، از فلسفه تا سياست»، ساعت پنج و سي دقيقه در تالار گفت‌وگوي خانه هنرمندان برگزار مي‌شود و ورود براي دانشجويان و علاقه‌مندان به موضوع فلسفه آزاد است.


كاركردهاي گفت‌وگويي دانشگاه

در جشنواره تابستاني پلي‌تكنيك، چهارشنبه 7/5/83، دكتر هادي خانيكي مشاور فرهنگي رييس جمهور، با عنوان كاركردهاي گفت‌وگويي دانشگاه سخنراني كرد و با بيان مطلب فوق افزود: گفت‌وگو، پديده‌اي از جنس سخن، كلام و گفتار است اما در عين حال متمايز از اينها است. وي گفت: آنچه مدنظر ما از گفت‌وگو است، بيشتر معادل واژه ديالوگ است كه به معناي تنها و طولاني سخن گفتن نيست. «خانيكي» با اشاره به اينكه به لحاظ تاريخي ديالوگ منشاء يوناني دارد، تصريح كرد. آن متن يوناني ازديالوگ به معناي روش دستيابي به حقيقت از طريق مكالمه و مباحثه است. وي خاطر نشان كرد: يكي از مصاديق برجسته ديالوگ، ديالوگ‌هاي سقراطي است. او معتقد بود معرفت در ژرفاي جان انسان‌ها نهفته است كه اين معرفت را مي‌توان آشكار كرد. «خانيكي» افزود: افلاطون نيز معتقد به گفت‌وگو است و گفت‌وگو را هنر پاسخ دادن و قدرت دريافت درست مي‌داند و گفت‌وگو تنها راه دستيابي به زيبايي مطلق است. وي درباره نسبت گفت‌وگو با فرهنگ و انديشه ديني گفت: در همه اديان توحيدي، انسان با هستي بخش خود مي‌تواند به گفت‌وگو بنشيند و اصالت انسان در اديان به خاطر اين است كه مي‌تواند مخاطب قدسي شود. «خانيكي» افزود: اساس فرهنگ اسلامي بر گفت‌وگو است و قرآن، پيامبر را مذكر مي‌داند. وي اظهار داشت: اگر نگاه تاريخي به ادب فارسي داشته باشيم، مي‌بينيم قالب گفت‌وگويي هم در شعر و هم در نثر غلبه دارد. «خانيكي» خاطر نشان كرد: با توجه به بنيادهاي فلسفي و تاريخي بايد بپذيريم كه گفت‌وگويي كه ما امروز از آن سخن مي‌گويم، كوشش مستمري براي رسيدن به حقيقت و تفاهم است. وي گفت: وقتي كه انسان موضوع شناخت قرار مي‌گيرد، براي شناخت او به امر ديگري نيز داريم كه امروزه به آن فهم مي‌گوييم. «خانيكي» با اشاره به اينكه رواداري فراتر از تسامح و تساهل است كه به كار مي‌رود، تصريح كرد: معني رواداري اين است كه ديگران را نبايد فقط تحمل كرد، بلكه بايد با آنها كار كرد.

وي اظهار داشت: براي فهم جديد گفت‌وگو، نياز به فهم رابطه انتقادي ميان سنت و مدرنيته است كه با پذيرش مرجعيت عقل بايد يك رابطه انتقادي ميان سنت و مدرنيته برقرار كرد. «خانيكي» خاطرنشان كرد: گفت‌وگو، كاركردهايي دارد كه توسط كنشگرانش بر آن تحميل مي‌شود. وي با اشاره به اينكه ديالوگ، يك مبادله و مباحثه در باب انديشه‌ها است، افزود: ديالوگ از ظرفيت‌هاي اجتماعي و فرهنگي و تاريخي تاثير مي‌گيرد يعني بستگي به كساني دارد كه از ديالوگ بهره مي‌گيرند. «خانيكي» با اشاره به شكل‌هاي گفت‌وگو گفت: يكي از مقوله‌هاي مشابه گفت‌وگو ارتباط است كه به معني انتقال معرفت و اطلاعات از يك طرف به طرف ديگر است، ولي گفت‌وگو، خلق كردن چيزي به صورت مشترك است. وي با بيان اينكه ميان گفت‌وگو و مذاكره تفاوت وجود دارد، تصريح كرد: مذاكره به معناي به انجام رساندن جريان يك معامله است، در حالي كه در گفت‌وگو، منفعت به دو طرف مي‌رسد.

«خانيكي» به اينكه ميان بحث و گفت‌وگو تفاوت وجود دارد،  اشاره كرد و گفت: بحث، تجزيه امور و تاكيدش بر تفكيك است. در حاليكه گفت‌وگو، وارد جزييات نمي‌شود و ارتباطات را ميان اجزا مي‌بيند.

وي اظهار داشت: ميان گپ زدن و گفت‌وگو تفاوت وجود دارد چون گپ زدن، هدف خاصي را دنبال نمي‌كند ولي گفت‌وگو در پي رفع يك مشكل است.

«خانيكي» تاكيد كرد: كساني از عهده گفت‌وگو برمي‌آيند كه تجربه‌هاي معرفت شناسانه و هستي شناسانه چند هزار ساله دارند. وي درباره مسايل امروز جامعه گفت: برخي از اين مسايل عبارتند از: ضعف زيست بوم‌هاي گفت‌وگويي، ضعف تفكر انتقادي گسست تجربي، غلبه پارادايم‌هاي پيشا علمي و ضعف عقلاني.


رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي: گفت‌وگو، بهترين وسيله براي هم‌زيستي مسالمت‌آميز بين اديان است

حجت‌الاسلام محمدي عراقي كه در رأس يك هيأت فرهنگي- مذهبي از كشورمان براي شركت در اجلاس بين‌المللي پارلمان جهاني اديان در اسپانيا به سر مي‌برد، گفت: نگاهي به آيات قرآن كريم نشان مي‌دهد كه تساهل و هم‌زيستي مسالمت‌آميز با ديگر مذاهب و اديان الهي بخش انفكاك‌ناپذير اسلام است. وي اين مساله را نشانگر به رسميت شناختن تكثرگرايي ديني توسط قرآن عنوان كرد.

رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، گفت‌وگو را بهترين وسيله براي هم‌زيستي مسالمت‌آميز بين اديان دانست و افزود: صلح، پيشرفت و عدالت در روابط بين ملت‌ها نياز به همكاري همه پيروان و رهبران اديان الهي در عصر كنوني دارد.

به گزارش روابط عمومي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، وي تأكيد كرد: دستيابي به اين اهداف، بدون احترام متقابل، تساهل و گفت‌وگو غيرممكن است.

آقاي محمدي عراقي روز پنج‌شنبه 18/4/83 در اجلاس پارلمان جهاني اديان در حضور صدها تن از انديشمندان و متفكران كشورهاي مختلف در بارسلونا سخن گفت و از دين اسلام و مذهب تشيع به عنوان «مشوق گفت‌وگو هم‌زيستي مسالمت‌آميز» نام برد و در اين زمينه به روايات و حكايت‌هايي در تاريخ استناد كرد كه نشانه آزادي اقليت‌هاي ديني در حكومت اسلامي بوده است.

وي با تشريح زندگي حضرت محمد(ص) و نحوه تعامل ايشان با پيروان و انديشمندان ديگر اقليت‌هاي ديني، از آن حضرت به عنوان بنيانگذار گفت‌وگوي بين اديان ياد كرد. وي گفت كه اين سنت از طريق امام علي(ع) و ديگر ائمه شيعه ادامه يافت و آثار و مباحث ايشان در اين زمينه تحت عنوان احتجاجات، موجود است.

حجت‌الاسلام محمدي عراقي گفت‌وگو را مقدم بر هم‌زيستي مسالمت‌آميز دانست و با اشاره به وجود مفهوم «ذمه» درجامعه اسلامي گفت كه اين مفهوم نشان مي‌دهد در جامعه اسلامي هيچ‌گونه اجباري براي تغيير دين غير مسلمين به اسلام وجود ندارد.

وي افزود: غيرمسلمين مي‌توانند در جامعه اسلامي با كمال احترام و عزت زندگي كنند و آزادانه شعائر و مراسم مذهبي خود را انجام دهند.

وي در اين زمينه به حقوق اقليت‌هاي مختلف ديني در ايران از جمله داشتن نماينده در مجلس، آزادي انجام فرائض مذهبي در اماكن خود، برخورداري از مطبوعات مربوط به خود، مدارس ويژه، انجمن‌هاي فرهنگي ورزشي و خيريه و نيز حقوقي برابر با ساير ايرانيان استناد كرد.


نمايشگاه دوره‌اي 14 قرن تمدن اسلامي ايران برگزار مي‌شود

نمايشگاه دوره‌اي 14 قرن تمدن اسلامي ايران به منظور معرفي فرهنگ، هنر و تمدن ايراني- اسلامي برگزار مي‌شود.

محمدرضا كارگر مدير موزه ملي ايران در گفت‌وگو با خبرگزاري مهر، ضمن اعلام اين مطلب و با اشاره به اين كه نمايشگاه شامل 14 قرن تمدن ايران در دوران اسلامي مي‌شود، اظهار داشت: اين نمايشگاه از موزه تاريخ هنر در شهر وين (اتريش) شروع مي‌شود و پس از آن به تناوب در كشورهاي ديگر نيز برگزار خواهد شد. وي با تأكيد بر اين كه تمام اشياء مربوط به اين نمايشگاه از كشور ايران گردآوري مي‌شود، افزود: اغلب اشياء از موزه ملي ايران و مربوط به دوران اسلامي خواهد بود و اشيايي نيز از موزه‌هاي ديگر كشور، كه به دوران اسلامي تعلق دارند، جمع‌آوري مي‌شود.

كارگر در مورد زمان برگزاري اين نمايشگاه گفت: با توجه به برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده، پيش‌بيني مي‌شود اولين دوره اين نمايشگاه اواخر سال آينده و يا سال 2006 برگزار شود.

وي برگزاري نمايشگاه 14 قرن تمدن اسلامي ايران را براي معرفي هنر، فرهنگ و تمدن ايراني- اسلامي بسيار ارزشمند اعلام كرد و گفت : اين نمايشگاه‌ها فرصت بسيار مناسبي براي نمايش‌ غناي فرهنگي و هنري ايران اسلامي است.

مدير موزه ملي ايران در ادامه به حضور هيأت كارشناسي موزه بريتانيا در ايران اشاره كرد و گفت: اين هيأت يك هفته در ايران خواهند بود تا اشيايي را كه مي‌خواهند در نمايشگاه شكوه ايران به نمايش گذاشته شود انتخاب كنند.

وي افزود: نمايشگاه شكوه ايران در موزه‌هاي بريتانيا، لوور و برلين برگزار مي‌شود و بيانگر و نمايش دهنده هنر و تمدن دوران هخامنشي است.

كارگر با اشاره به اين كه برگزاري نمايشگاه شكوه ايران سال آينده از موزه بريتانيا آغاز مي‌شود، گفت: اين نمايشگاه 250 شيء را در بر خواهد گرفت كه صد شيء آن از موزه ملي ايران انتخاب مي‌شود و بقيه نيز از ميان اشياء ايراني كه مربوط به دوران هخامنشي هستند و در موزه‌هاي لوور و برلين نگهداري مي‌شوند انتخاب خواهند شد.


«كلستيل» پشتيبان ايده گفت‌وگوي تمدن‌ها بود

سيد «محمدعلي ابطحي» ، معاون حقوقي و امور مجلس رييس جمهوري در مصاحبه‌اي با شبكه تلويزيوني «او، آر، اف» اتريش، دكتر «توماس كلستيل»، رييس جمهوري اين كشور را پشتيبان ايده گفت‌وگوي تمدن‌ها توصيف كرد. به گزارش ايرنا، ابطحي به منظور شركت در مراسم خاكسپاري كلستيل به وين سفر كرده است.


گفت‌وگوي اسلام و غرب

مؤسسه جهاني شدن و موقعيت انساني، چهامرين همايش خود را با محوريت گفت‌وگوي ميان تمدن‌ها تحت عنوان: گفت‌وگوي اسلام وغرب در دانشگاه لاوال كبك برگزار مي‌كند.

اين همايش كه از 17 تا 19 ارديبهشت ماه سال 1384 برگزار مي‌شود با اذعان به وجود مشكلاتي در زمينه فهم متقابل ميان فرهنگ اسلامي و فرهنگ غربي خواهان بررسي موضوعاتي چون: ميزان تحقق صلح و تفاهم ميان اين دو فرهنگ و بررسي تطبيقي چشم‌اندازهاي اين دو فرهنگ نسبت به مقولاتي چون آزادي و حقوق بشر است.

برگزار كنندگان اين همايش با تأكيد بر نقش گفت‌وگو براي حل مشكلات و مسايل تصريح مي‌كنند كه:

  1. گفت‌وگو اكثراٌ فراتر از يك آرزوي صرف نگريسته نشده و نقش آن در حل مسايل عيني و انضمامي ناديده گرفته شده است؛

  2. گفت‌وگو كردن تنها مشخصه افرادي كه گفت‌وگو مي‌كند نيست. گروهها، مجتمع‌ها و نهادهاي مختلف هم به عنوان حوزه‌هايي كه اين ابزار را به كار مي‌برند مطرح هستند؛

  3. ديپلماسي تنها ابزار برقراري گفت‌وگو نيست. مهاجرت، توريسم، رسانه‌هاي بين‌المللي، گروه هاي سياسي و تجارت جهاني هم توانايي برقراري اين مهم را دارا هستند؛

تمدن‌ها نمايندگان خاصي كه با هم گفت‌وگو كنند ندارند. همه افراد و گروه‌ها مي‌توانند نقشي در اين گفت‌وگوي تمدني ايفا و كالاهاي خود را عرضه كنند.


دومين همايش گفت‌وگوي اسلام و مسيحيت

 دومين نشست «گفت‌وگوي ميان اسلام و مسيحيت» به دعوت مركز پژوهش‌هاي الخليج وابسته به دانشگاه قطر و وزارت خارجه قطر در محل هتل ريتركارلتون قطر برگزار شد.

به گزارش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، در اين نشست علاوه بر شخصيت‌هاي دانشگاهي و آكادميك قطر از 75 شخصيت فرهيخته جهان از 31 كشور جهان اعم از كشورهاي اسلامي و مسيحي حضور داشتند. اين سمينار با نظارت مستقيم نخست‌وزير قطر شيخ عبدالله بن خليفه آل ثاني انجام شد و جلسات گفت‌وگوي آن، برخلاف دوره گذشته، بسته و غير عمومي بود.

از جمله شخصيتهاي برجسته حاضر دكتر يوسف قرضاوي رييس دانشگاه الازهر، شيخ محمد طنطاوي و بابا شنده ازعلماي اسكندريه مصر، كاردينال توران وزير واتيكان بودند. قابل ذكر است از ايران دكتر مصطفي محقق داماد و صادق حسيني از نهاد رياست جمهوري حضور داشتند.


جشن عروسي و گفت‌وگوي تمدن‌ها

رجب طيب اردوغان، نخست‌وزير تركيه مراسم جشن ازدواج دخترش با يك روزنامه‌نگار ترك را به نشستي ديپلماتيك تبديل كرد. در اين مراسم شماري از شخصيت‌هاي برجسته از جمله كوستاس كرامنلس نخست‌وزير يونان، ملك عبدالله پادشاه اردن و اندريان ناستازي نخست‌وزير روماني شركت داشتند . به گفته اردوغان اين جشن سمبل گفت‌وگوي تمدن‌ها است.


ماجراي تمدن جهان و تمدن ايران

سمينار يك روزه اهميت تاريخ در زندگي بشر و چشم‌انداز روابط ايران و نيجريه به همت رايزني فرهنگي ايران روز پنج‌شنبه 18 تير ماه دردانشگاه لاگوس مركز نيجريه برگزار شد. پروفسور سيو اويه وشو رييس بخش تاريخ و مطالعات بين‌المللي دانشگاه ايالتي لاگوس كه در اين همايش شركت كرده بود در سخناني ضمن اشاره به تاريخ كهن و تمدن غني ايران گفت: خوب است كه دانشجويان رشته تاريخ به عنوان تاريخ‌شناسان آينده اين كشور بدانند كه اگر چنانچه از فرهنگ و تمدن ايران سخني به ميان مي‌آيد، اين موضوع فراتر از مرز جغرافيايي كنوني ايران است. وي افزود : مطالعه تمدن جهان بدون مطالعه، بررسي و شناخت تمدن ايران ناقص و ناكام مي‌ماند، چرا كه تمدن‌هاي بابلي، آشوري، كلداني و عيلامي همه نشأت گرفته از فرهنگ و تمدن ايران باستان هستند. علاوه بر آن، فرهنگ يوناني نيز با تأثير از فرهنگ كهن ايران به اروپا نفوذ كرده است و در اين مورد محققان بين‌المللي در خصوص تمدن بين‌النهرين اتفاق‌نظر دارند. وي سپس با اشاره به نقش تأثيرگذار ايران قديم در تمدن جهاني افزود: «جهان بايد در رابطه با ميراث فرهنگي و سهم ايرانيان در تاريخ و تمدن جهاني به قضاوت نشيند.» در اين سمينار، ثمري وابسته فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در نيجريه و دكتر مصباح‌الدين رحيم سان امام جماعت مسجد مركزي دانشگاه لاسو و رييس دپارتمان مطالعات اسلامي اين دانشگاه نيز حضور داشتند. در حاشيه اين سمينار، مسابقه مقاله‌نويسي در سطح دانشجويان رشته تاريخ برگزار شد كه به 4 نفر از برگزيدگان جايزه امام خميني شامل اقلام متنوع فرهنگي و هداياي نقدي اهدا شد.


رييس جمهوري جديد اتريش: گفت‌وگوي تمدن‌ها ايده ارزشمندي است

وين ، خبرگزاري جمهوري اسلامي: «هاينس فيشر» رييس جمهوري جديد اتريش، طي يك مصاحبه اختصاصي با خبرگزاري جمهوري اسلامي در وين، گفت‌وگوي تمدن‌ها را در پيشبرد آرمان صلح و يافتن راه‌حل‌هاي صلح‌آميز، بسيار مفيد توصيف كرد و ضمن اعلام حمايت كامل خود از اين ابتكار گفت كه سازمان ملل نيز بايد از آن ايده پشتبباني كند. دكتر فيشر، در اين گفت‌وگو كه در شهر آيزن اشتات، مركز استان يورگن‌لند اتريش انجام گرفت، گفت كه در ملاقات روز پنجشنبه با »كوفي عنان»، دبيركل سازمان ملل متحد در وين، موضوع گفت‌وگوي تمدن‌ها را مطرح مي‌سازد و تأكيد مي‌كند كه اين ايده ارزشمندي است و سازمان ملل بايد به حمايت خود از آن ادامه دهد.

رييس جمهور جديد اتريش در مورد روابط ايران و اتريش گفت كه مناسبات دو كشور از پايه و اساس محكمي برخوردار است .

وي گفت: ما متقابلاٌ به يكديگر اعتماد داريم و زمينه براي همكاري بين دو كشور بسيار مناسب و فراهم است. فيشر در مورد روند آتي روابط ايران و اتريش گفت: در گذشته روابط ما بسيار خوب بوده و به هيچ‌وجه دليلي ندارد كه اين روابط بهتر و گسترده‌تر نشود.


"عناصر مدارا در اديان شرقي"، سخنراني دكتر فتح الله مجتبايي

اين سخنراني كه سومين سخنراني از مجموعه جلسات ماهانه گروه اديان در سال 83 است طبق اعلام قبلي رأس ساعت 17 عصر روز دوشنبه 22/4/83 آغاز شد كه با استقبال خوب علاقه مندان نيز همراه بود.

جناب دكتر مجتبايي سخنراني خود را  اين گونه آغاز كردند كه در مواجهه پيروان اديان گوناگون با همديگر سه رويكرد وجود داشته است.

1.           رويكرد گزارشي مانند آنچه در آثار گزنفون، هرودوت، پلوتارك و ديگران مي بينيم كه در اين رويكرد جهت گيري خاصي ( خواه مثبت يا منفي ) نسبت به اديان ديده نمي شود؛

2.           رويكرد جهت گيرانه اعمّ از مثبت يا منفي، كه اوج اين رويكرد به ردّيه  نويسي پيروان اديان عليه همديگر مي انجامد و نمونه آن كم نيست؛

3.           رويكرد همدلانه پيروان اديان نسبت به همديگر.

دكتر مجتبايي پس از طرح اين دسته بندي به مقايسه و شرح وضعيت حاكم بر اديان سامي ( يهود، مسيحيت، و اسلام ) و اديان شرقي ( هندوئيسم و بوديسم) پرداخت. آنچه محور بحث ايشان را در اين مقايسه تشكيل مي داد اين بود كه روحيه مدارا و رويكرد  همدلانه در اديان شرقي  بسيار بر جسته تر از اديان سامي است . برخي پيدايش اين روحيه آرامش طلبي و پرهيز از خشونت  در ميان پيروان اديان شرقي را به زمان مهاجرت  آريايي ها نسبت داده اند در حالي كه اين انتساب درست نبوده و بيشتر به نظر مي رسد كه اين ويژگي از آن بوميان هندي يعني مردمان دراويدي باشد . البته در اين ميان نبايد از تأ ثير عوامل جغرافيايي سرزمين هندوستان نيز در تقويت اين روحيه غافل ماند.  جناب دكتر مجتبايي در ادامه بحث به مقايسه سرنوشت  حضرت عيسي وبودا پرداخت. چه بودا و چه مسيح هر دو مصلحاني بودند كه يكي براي اصلاح دين يهود و ديگري براي اصلاح نظام بسته طبقاتي بر همني قيام كرد. حال جالب است بدانيم كه با عيسي چه رفتاري شد و با بودا چه رفتاري؟

هنوز 5 الي 6 سال از قيام عيسي نگذشته بود كه او را به صليب كشيدند در حالي كه بودا تا 80 سالگي به دعوت خود ادامه داد و هيچ خشونتي هم عليه او و پيروانش اعمال نشد. در اديان سامي اين اعمال خشونت بسيار زياد است در حالي كه در اديان شرقي چنين نيست؛ مثلا ما در اديان شرقي هرگز نمونه هايي از حلاج، عين القضاه، سهروردي و امثال آن را نمي بينيم.

آنچه در شريعت دين بود ا ( كرمه) محوريت دارد اصل اهيمسا است كه بر پايه اين اصل آزار رساندن به ديگران و اعمال خشونت جايز نيست حتي اگر براي تبليغ عقايد ديني باشد؛ يعني تبليغ عقايد ديني و دفاع از آنها تا جايي درست است كه به خشونت نينجامد .پس از پايان سخنان جناب دكتر مجتبايي حدود يك ساعت هم به گفتگوي ايشان با حضار و پرسش و پاسخ گذشت و جلسه تا حدود ساعت 30/19 ادامه داشت. 


 همايش جهاني گفت‌و‌گوي اسلام و غرب

خبرگزاري مهر: مؤسسه جهاني شدن و موقعيت انساني، چهارمين همايش خود را با محوريت گفت‌و‌گوي ميان تمدن‌ها تحت‌عنوان « گفت‌و‌گوي اسلام و غرب» در دانشگاه لاوال كبك برگزار مي‌كند. اين همايش كه از 17 تا 19 ارديبهشت‌ماه سال 1384 برگزار مي‌شود با اذعان به وجود مشكلاتي در زمينه فهم متقابل ميان فرهنگ اسلامي و فرهنگ غربي خواهان بررسي موضوعاتي چون: ميزان تحقق صلح و تفاهم ميان اين دو فرهنگ و بررسي تطبيقي چشم‌اندازهاي اين دو فرهنگ نسبت به مقولاتي چون آزادي و حقوق بشر است.

برگزاركنندگان اين همايش با تأكيد نقش «گفت‌و‌گو» براي حل مشكلات و مسائل تصريح مي‌كنند كه: 1- گفت‌و‌گو اكثراً فراتر از يك آرزوي صرف نگريسته نشده و نقش آن در حل مسائل عيني و انضمامي ناديده گرفته شده است.
2- گفت‌و‌گو كردن تنها مشخصه افرادي كه گفت‌و‌گو مي‌كنند نيست. گروه‌ها، مجتمع‌ها و نهادهاي مختلف هم به عنوان حوزه‌هايي كه اين ابزار را به كار مي‌برند، مطرح هستند. 3- ديپلماسي تنها ابزار برقراري گفت‌و‌گو نيست، مهاجرت، توريسم، رسانه‌هاي بين‌المللي، گروه سياسي و تجارت جهاني هم توانايي برقراري اين مهم را دارا هستند و 4- تمدن‌ها نمايندگان خاصي كه با هم گفت‌و‌گو كنند، ندارند. همه افراد و گروه‌ها مي‌توانند نقشي در اين گفت‌و‌گوي تمدني ايفا و كالاهاي خود را عرضه كنند.


ايران در اجلاس بين‌المللي پارلمان جهاني اديان شركت مي‌كند

يك هيأت فرهنگي، مذهبي از جمهوري اسلامي ايران به سرپرستي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در اجلاس بين‌المللي پارلمان جهاني اديان در بارسلوناي اسپانيا شركت مي‌كند.

رئيس مركز گفت‌و‌گوي اديان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، روز دوشنبه در نشستي با خبرنگاران گفت: اين اجلاس با عنوان راه‌هاي صلح، حكمت شنيدن و قدرت تعهد و با حضور هفت هزار نفر از فرهيختگان و بزرگان اديان مختلف پانزده تيرماه آغاز به كار مي‌كند.

علي‌اصغر واعظي افزود: هيأ ت ايراني در اين اجلاس 9 روزه دو مقاله ارائه مي‌دهد. واعظي از اين اجلاس به عنوان بزرگ‌ترين اجلاس اديان جهان نام برد و تصريح كرد: در اين اجلاس از توان و نيروي همه اديان جهان در ايجاد صلح جهاني استفاده مي‌شود. تعامل بين فرهنگ‌ها، تعامل بين شرق و غرب، ضرورت گفت‌و‌گو براي ايجاد صلح جهاني، چگونگي ايفاي نقش رهبران در برقراري صلح، كاهش تنش در جهان و چالش‌هاي موجود بين اديان از جمله موضوع‌هاي اين اجلاس جهاني است.


گستردگي تأثير موسيقي بر گفت‌و‌گوي تمدن‌ها

 لاله تقيان نويسنده، پژوهشگر و منتقد تئاتر طي سخناني با موضوع «موسيقي مهاجر» گفت: تأثير هنر موسيقي در گفت‌و‌گوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها چه مثبت و چه منفي خود را نشان مي‌دهد.

تقيان كه در فروردين ماه سال جاري در خانه هنرمندان سخن مي‌گفت تصريح كرد: تاريخ شاهد برخوردهاي خشونت‌آميز ملت‌ها بوده و نشان‌دهنده وقايع سياسي و اجتماعي جهان است، وقايقي مثل جنگ‌ها، فجايع طبيعي و فشارهاي سياسي مهاجرت ملت‌ها به طرف كشورها و مناطق مختلف دنيا را در پي داشته كه اين مسئله باعث آشنايي فرهنگ‌ها و سنت‌ها نسبت به يكديگر است.

وي در اين راستا افزود: نفوذ موسيقي در يكديگر از قديم وجود داشته و پديده جديدي نيست. همچنين در اين‌باره تأثير موسيقي شرقي بر موسيقي غرب و تأثير موسيقي بر يكديگر، گروه‌هاي موسيقي مخلوط، كارشناسي‌هاي موسيقي غربي در شرق و بالعكس را از علت‌هاي سياسي و اقتصادي مهاجرت در تسخير فرهنگي در طول استعمار و يا تغيير پيدا كردن ساختمان شنوايي در جوامع مختلف دانست.

پژوهشگر تئاتر غرض از مبادله موسيقي را تأثير موسيقي‌هاي مختلف روي يكديگر و يا درك ملت‌ها از راه درك موسيقي آنان دانست.

تقيان در ادامه گفت: امروزه شاهد تأثير موسيقي غربي در موسيقي شرقي هستيم و تمام آلات موسيقي غربي در شرق استفاده مي‌شود. تأثير وسايل ارتباط جمعي و سرعت پخش موسيقي‌هاي مختلف دنيا انكارناپذير است و موسيقي آهنگسازان جوان چه در ايران و چه در ديگر كشورهاي آسيايي نشان‌دهنده اين تأثير است.

تقيان در پايان گفت: در سال‌هاي اخير شاهد ترانه‌هاي بسياري به دو زبان هستيم كه اين موضوع نشان‌دهنده اين است كه موسيقي مي‌تواند عامل مهمي در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها باشد.


وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي: گفت‌و‌گوي تمدن‌ها بحث جدي دنياي امروز است

احمد مسجدجامعي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در گفت‌و‌گو با روزنامه چاينا ديلي گفت: پيوندهاي تاريخي و فرهنگي مشترك ميان ايران و چين مي‌تواند به گفت‌و‌گو كمك كند.

مسجدجامعي در ارديبهشت ماه سال جاري در سفر به چين دربارة گسترش گفت‌و‌گو بين ايران و چين گفت: گفت‌و‌گوي تمدن‌ها بحث جدي دنياي امروز است و براي زندگي در اين جهان با چنين گستردگي هيچ راهي بهتر از گفت‌و‌گو نيست. ايده گفت‌و‌گوي تمدن‌ها نه‌تنها در يونسكو بلكه در سازمان ملل تصويب شد، جايي كه نفوذ قدرت‌هاي بزرگ بيشتر است، لذا مي‌توان نتيجه گرفت كه قدرت‌هاي بزرگ نيز دريافته‌اند كه به گفت‌و‌گو نيازمند هستند.

وي در اين‌باره افزود: بايد بپذيريم كه تحولات سياسي در ايران و در سطح جهاني بود كه امكان طرح انديشه گفت‌و‌گوي تمدن‌ها را فراهم ساخت.

مسجدجامعي در ادامه اظهار داشت: گفت‌و‌گوي بين ايران و چين در دو حوزه بزرگ تمدني مي‌تواند تجربه موفقي باشد و همچنين گفت‌و‌گوي تمدن‌ها بين سه تمدن بزرگ ايران، چين و هند به عنوان سه تمدن بزرگ آسيا براساس ديدگاه‌هاي مشترك فرهنگي مي‌تواند افق فرهنگي مشخصي را ترسيم كند كه نشان‌دهنده هويت آسيايي ما باشد.

وي تصريح كرد: ظرفيت‌هاي فرهنگي ما، ظرفيت‌هاي عظيمي است كه مي‌تواند مبناي عمل ما قرار گيرد. امروز بايد چالش‌هاي جهاني را بشناسيم و به پرسش‌هاي انسان امروز پاسخ دهيم؛ سنت فرهنگي كهن با دانش جديد مي‌تواند به نوآوري منتهي شود و به دنيا عرضه گردد.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مورد برنامه‌هاي گسترش گفت‌و‌گو بين ايران و چين اظهار داشت: ديالوگ ميان ايران و چين بستر مي‌خواهد و خوشبختانه اين بستر فراهم است، بستري كه در طول تاريخ ايران و چين شكل گرفته است.

وي در اين راستا گفت: چين در كشور ما نماد يك نوع زيبايي است و همچنين در ذهنيت ما تداعي مرزهاي ناشناخته علم و هنر است.

مسجدجامعي در ادامه افزود: علايق تاريخي مشترك نشان‌دهندة پيوندهايي با يك روح مشترك در ميان دو كشور است؛ يك روح مشترك باستاني. از اين حيث مي‌توان گفت پيوندهاي ناشي از زمينه‌هاي تاريخي و فرهنگي مشترك مي‌تواند به اين گفت‌و‌گو كمك كند.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مورد آينده اصلاحات در ايران، اين كه اصلاحات از اين به بعد به كدام سمت پيش مي‌رود گفت: بايد بپذيريم كه هميشه فاصله ميان آرمان و واقعيت وجود دارد و در واقع خاتمي پايبندي خود را به آرمان‌هايي كه جوانان از آن سخن مي‌گويند نشان داده است، اما اين كه بتواند همة اين خواسته‌ها را اجرا كند امري است كه نيازمند زمان بيشتري است.


دكتر بروجردي: طرفين گفت‌و‌گو بايد همديگر را قبول داشته باشند

دكتر بروجردي سرپرست مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها در مراسم اختتاميه هفته فرهنگي يونان در كاشان كه در تاريخ 7/3/83 برگزار شد، گفت: گفت‌و‌گوي تمدن‌ها مقوله بسيار حساسي است كه سيدمحمد خاتمي رييس‌جمهوري كشورمان آن را در دنيا مطرح كرد.

بروجردي اظهار داشت: گفت‌و‌گوي واقعي در صورتي امكان‌پذير است كه طرفين گفت‌و‌گو يكديگر را قبول داشته باشند و براي انجام اين كار به گذشته و تاريخ گفت‌و‌گو مراجعه كنند.

وي در ادامه به مشتركات فرهنگي ايران و يونان و تأثيرگذاري فرهنگ ايران بر يونان اشاره كرد و افزود: تاريخ گفت‌و‌گو بين ايران و يونان، ايران و مصر، ايران و هند و ايران و چين حكايت از آن دارد كه محور گفت‌و‌گو، ايران است.

او همچنين يادآور شد: گذشته فرهنگي ايران با يونان، چين، مصر، هند و... سبب شد كه فرهنگ كشور ما رونق بيشتري بگيرد و بالعكس.

سرپرست مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها با اشاره به معماري خاص در كاشان گفت: كاشان خاستگاه تمدن بشري است و تمدن از هزاران سال پيش در اين منطقه وجود داشته است.


دكتر مهران كامروا: اسلام‍گرايان جديد مصر خواهان اسلام ميانه ‍رو و فقه پويا هستند

اسلام‍گرايان جديد مي گويند بايد اجتهاد جديدي داشته باشيم كه جوابگوي مشكلات امروز باشد، به عبارت ديگر بايد با يك چشم به دنياي مدرنيته و با يك چشم به ارزش‍هاي اسلامي خود توجه كنيم.

به گزارش خبرنگار فرهنگ و انديشه ايلنا، در دومين نشست از سلسله نشست‍هاي گروه اديان مركز بين‍ المللي گفت وگوي تمدن‍ها، دكتر مهران كامروا رييس و استاد دپارتمان علوم سياسي دانشگاه كاليفرنيا، با عنوان نقد و بررسي كتاب اسلام صلح طلب يا اسلام بدون ترس يا عاري از نگراني، نوشته ويليام بيكر سخنراني كرد.

وي با اشاره به اين كه دليل اصلي اهميت اين كتاب، فضاي نشر در آمريكا در يكي دو سال اخير است، افزود : زماني در آمريكا، بحث گفت و گوي تمدنها بسيار مطرح بود ولي بعد از 11 سپتامبر جو عوض شد.

وي تأكيد كرد: كتاب اسلام بدون ترس نه تنها به خاطر عنوانش مورد توجه است، بلكه به خاطر موضوعش كه راجع به اسلام ميانه ‍‍رو صحبت مي‍ كند نيز داراي اهميت است.

وي خاطر نشان كرد: در آمريكا هم اكنون جو علمي و آكادميك نسبت به اسلام و خاورميانه منفي است.

كامروا با اشاره به اين كه موضوع اصلي اين كتاب، معرفي اسلام‍گرايان جديد مصر است افزود : روند روشنفكري در مصر دو دهه سابقه دارد و در سال 1991 پيشنهاد شد كه حزبي به نام اسلام جديد تشكيل شود، ولي دولت مصر اين پيشنهاد را رد كرد كه نهايتاً در سال 1998 يك محفل فرهنگي تحت اين نام ايجاد شد.

وي تأكيد كرد: اسلام‍‍گرايان جديد مصر 4 هدف كلي دارند كه عبارتست از : ترويج اسلام ميانه رو، سازمان‍دهي حزبي با طرز فكر اسلام ميانه رو، هدف فقهي و فلسفي و ترويج فقه پويا.

كامروا درباره ترويج اسلام ميانه رو گفت : به اسلام ‍‍ميانه رو اسلام وسطيه نيز اطلاق مي‍ شود كه بايد در مقابل اسلام افراطي جامعه اسلامي قرار گيرد، ترويج اين اسلام‍ ميانه سه بعد اساسي دارد كه عبارتست از : مبارزه با اسلام افراطي، مبارزه با سكولاريسم دولت مصر و عوض كردن تلقي افكار عمومي از دين.

وي با بيان اين كه اسلام‍گرايان جديد مصر در هدف فقهي و فلسفي خود موفق نبودند، تصريح كرد: آنها مي گويند، هدف اصلي ما سياسي نيست، بلكه ما مي خواهيم، چارچوب فكري و تئوريك را عوض كنيم و اسلام را ميانه رو كنيم .

وي با اشاره به اين كه تمركز اصلي اسلام‍‍گرايان جديد بر روي هدف چهارم است، خاطرنشان كرد: آنها بر مبناي 4 مسئله جديد قصد دارند اجتهادهاي جديد را به مردم پيشنهاد كنند كه عبارتست از: نحوه آموزش به دانش آموزان، مسئله زنان و اقليت‍هاي مذهبي، ترويج اقتصاد اخلاقي و مسئله جهاني شدن.

كامروا گفت: اسلام‍‍گرايان جديد مي گويند: مصر از ابتدا دانش آموزان را به حفظيات تشويق مي‍كند و افكار انتقادي را در دانش آموزان به وجود نمي‍آورد كه همين تقليد چشم بسته باعث م‍ي شود افراد به گروه هاي افراطي بپيوندند.

وي به نظر اسلام‍‍گرايان جديد درباره مسئله زنان و اقليت‍هاي مذهبي پرداخت و اظهار داشت: در مصر 10 درصد جامعه مسيحي هستند، در دهه 80 و 90 برخوردي بين افراطيون اسلامي و كليسا به وجود آمد كه اسلام‍‍گرايان جديد مي گويند، مسيحي‍‍ها نيز جزئي از جامعه ما هستند و نبايد با آنها برخورد بد كرد. كامروا تأكيد كرد: اسلام‍‍گرايان جديد مصر با اساتيد سنت‍‍گرايي مصر كه نقاب را اجباري مي دانند، اختلاف ‍نظر دارند. وي به نظر اسلام‍‍گرايان جديد درباره ترويج اقتصاد اخلاقي اشاره كرد و گفت: از نظر آنها بايد يك اقتصاد اخلاقي در جامعه پياده كنيم، براي مثال بايد با افراد مرفه و فقير درست رفتار كرد.

كامروا با اشاره به اين كه مسئله جهاني شدن براي اسلام‍‍گرايان جديد مصر با اصول روابط بين الملل رابطه زيادي دارد، تصريح كرد: آنها مي گويند نبايد از جهاني شدن واهمه داشت، چون جهاني شدن نكات مثبتي در جامعه دارد كه بايد از اين نكات استفاده كرد. وي افزود: از نظر اسلام‍‍گرايان جديد بايد با مجموعه اي از فيلترهاي فرهنگي و ارزشي كه زيربناي تفكر اسلامي را از بين نبرد با جهاني شدن برخورد كرد، يعني با چشم باز با جهاني شدن برخورد كنيم و حتي با كشوري مثل آمريكا بايد رابطه اي فعال داشت.

كامروا تأكيد كرد: اسلام‍‍گرايان جديد مي‍‍گويند مردم آمريكا از فاجعه 11 سپتامبر ناراحت شدند و بنابراين ما بايد برخورد واقع بينانه با مسائل بين المللي داشته باشيم.

وي خاطر نشان كرد: اسلام‍‍گرايان جديد انتقاد شديدي از دولت مصر و هم‍چنين عربستان دارند، چرا كه آنها به فلسطين كمك نمي‍كنند.

كامروا در خاتمه گفت : كتاب اسلام بدون ترس، كتاب تحليل و عميقي است چرا كه با يك ديد واقع بينانه با مسائل برخورد كرده است ولي اين كتاب برداشتي كه از نوانديشان مصري دارد در خلاء است زيرا هيچ نگاهي به كشورهايي مثل تونس و ايران نداشته است.


 مطالعات فرهنگ ايراني در سن پترزبورگ

كنفرانس علمي «مطالعات فرهنگ ايراني در غرب» در شهر سن پترزبورگ روسيه گشايش يافت. در اين كنفرانس چهار روزه كه به همت موزه ارميتاژ شهر سن پترزبورگ برگزار شده، بيش از 70 نفر از ايران‍شناسان مطرح اروپا، آمريكا و روسيه شركت دارند و به بررسي سير مطالعات فرهنگ ايراني در غرب مي پردازند. در آيين گشايش اين كنفرانس ميخاييل پيوتروفسكي – رييس موزه آرميتاژ سن پترزبورگ – در سخناني ضمن عرض خيرمقدم به ميهمانان، فرهنگ ايراني را فرهنگي غني و تاريخي ناميد و خواهان گسترش ايران‍شناسي در روسيه و غرب شد. مهدي ايماني پور – رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در روسيه – به عنوان دومين سخنران ضمن قدرداني از برگزار كنندگان اين كنفرانس در سخناني گفت: بدون ترديد اين گونه نشست‍ها براي تبادل نظر و تعامل مكاتب ايران‍‍شناسي مؤثر بوده و به اين جريان در جهان كمك مي‍‍كند. او با اشاره به ويژگي‍‍هاي خاص فرهنگ ايراني و تأثير آن بر تمدن‍هاي ديگر افزود: فرهنگ ايراني گستره جغرافيايي وسيعي را تحت پوشش خود قرار داده؛ اما به اندازه اي كه شايسته است مورد عنايت و توجه قرار نداشته است. وي گفت : واضح است كه وارثان هر فرهنگ، فهم عميق‍تر و صحيح‍‍تري نسبت به فرهنگ بومي خود دارند و چنانچه اين امر با تجارب و مطالعات گرانبهاي ايران‍‍شناسان غربي همراه شود، ره توشه‍اي عظيم به همراه خواهد داشت. رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در روسيه خاطرنشان ساخت: اكنون توجه زيادي به ايران‍شناسي در كشورمان آغاز شده است و اين حركت نيازمند همكاري و كمك متخصصان مجرب اين جريان در روسيه و غرب است.

ايماني پور در پايان از شركت كنندگان در اين كنفرانس علمي قدرداني كرد و گفت: بي شك، مذاكرات اين همايش، ما را نيز در تحقق اهدافمان ياري مي كند.

در ادامه اين مراسم ايوان استبلين كامنسكي – رييس دانشكده خاورشناسي دانشگاه دولتي سن پترزبورگ و ايران‍شناس مطرح روسي – با اشاره به كم‍ نظير بودن فرهنگ غني ايراني، به تشريح تاريخچه ايران‍شناسي در روسيه پرداخت.


نخست وزير چين: تفاوت ميان تمدن ها بايد حفظ شده و محترم شمرده شود  

«ون جيان بائو» نخست وزير چين در جريان نشست گراميداشت پنجاهمين سالگرد ايجاد اصول پنج‍گانه هم‍زيستي مسالمت‍‍آميز تأكيد كرد كه تفاوت ميان تمدن‍هاي مختلف بايد حفظ شده و مورد احترام قرار گيرد.

ون در جريان اين نشست كه روز گذشته در تالار بزرگ خلق پكن و با حضور نمايندگان سازمان‍‍ها و كشورهاي مختلف برگزار شد؛ هم‍‍چنين افزود كه تفاوت ميان تمدن‍ها؛ شاخص جامعه بشري و نيروي مهمي براي پيشرفت بشر محسوب مي‍شود. نخست وزير چين گفت كه جهان امروز مأمن شش ميليارد انسان است و بيش از 200 كشور و منطقه را در خود جاي داده و بالغ بر دو هزار و 500 گروه قومي و پنج هزار زبان مختلف در آن وجود دارد. وي تصريح كرد كه فرهنگ، اعتقاد و سنن تاريخي، ارزش‍‍ها و نظام اجتماعي كشورها و مناطق در اين جهان غالباً متفاوت با يكديگر است و اين تفاوت‍ها حيات انسان را غني تر كرده است.


خاتمي در پيامي به كنفرانس اوراسياي قرن 21: گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، چشم‌اندازي جديد براي كاهش تهديدها

سمينار اروپايي و آسيايي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها با دعوت مديركل يونسكو و با حضور رؤساي جمهور قرقيزستان و تاجيكستان و جمعي از وزراء و مسئولان عالي‌رتبه كشورهاي مختلف 21 خرداد ماه سال جاري در قرقيزستان برگزار شد.

در اين همايش پس از سخنراني رييس‌جمهوري قرقيزستان و تاجيكستان و مديركل يونسكو، پيام سيدمحمد خاتمي رييس‌جمهوري كشورمان در اين همايش خوانده شد.

رئيس جمهوري در اين پيام، برگزاري «كنفرانس اوراسياي قرن 21، گفت‌و‌گوي فرهنگ‌ها و يا برخورد تمدن‌ها» را گامي بلند در راه پيشبرد فرهنگ تفاهم و مناسبات مبتني بر صلح خواند.

در اين پيام آمده است: از اهتمام ويژه دولت قرقيزستان و يونسكو، مشاركت ارزنده كشورهاي منطقه و حضور فعال متفكران و محققان و نهادهاي مدني و بين‌المللي در اين كار صميمانه تشكر مي‌كنم.

گفت‌و‌گو به رغم پيشينة كهن تاريخي و بنيادهاي قديم فلسفي و فرهنگي، نياز و مفهومي جديد در عالم سياست و روابط بين‌الملل است.

گفت‌و‌گوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، تركيب معناداري است كه بر جانشيني خرد به جاي زور در مناسبات جهاني استوار است.

در اين پارادايم منطق قدرت، جاي خود را به قدرت منطق مي‌دهد و باب فهم «ديگري» و همزيستي با او گشوده مي‌شود.

به اين اعتبار گفت‌و‌گوي تمدن‌ها راهي نو در برابر انسداد ارتباطات بين‌المللي است و تبيين و كاربرد درست آن مي‌تواند افق‌هاي تازه‌اي در عرصه‌هاي درون تمدني و بيرون تمدني بگشايد.

مبناي نظري و ساختار زباني گفت‌و‌گو تك‌ذهني، متعصب و خودمدار نيست و حقيقت را تنها از آن خود و فهم خود نمي‌داند. توجه جهاني به ايده گفت‌و‌گوي تمدن‌ها اگر چه به زمينه‌ها و عناصر روشني در حوزه سياست بين‌الملل رايج است، اما از تحولات نظري معطوف به گفت‌و‌گو در عرصه‌هاي علمي و فرهنگي تأثير پذيرفته است.

اكنون ساختارهاي علمي و فكري، حتي به رغم آلودگي زبان سياست بين‌المللي به زور و خشونت به وضوح سرشت و صورتي گفت‌و‌گويي دارد و در مقايسه با ساختارهاي زباني دهه‌هاي پيشين از الگوهاي تك‌ذهني دوران جنگ سرد فاصله گرفته است.

بر اين اساس اجماع جهاني سال 1998 ميلادي بر تصويب ضرورت گفت‌و‌گوي تمدن‌ها بي‌دليل نبود.

اين توجه ناشي از طرح گفت‌و‌گو به عنوان امري بين اذهاني و نيازي بين‌المللي بود.

تلاش ارجمند مصلحان و متفكران و رهبران انديشمند جهان براي پيشبرد ايده گفت‌و‌گوي تمدن‌ها از آن زمان تاكنون شاهدي بر اين مدعاست.

اگرچه تصوير سياسي سال‌هاي نخست سده بيست و يك متأسفانه با جلوه‌هاي دهشت‌باري از خشونت و زور و تك‌صدايي همراه بوده است، اما خرد جمعي جامعه بين‌المللي در ترجيح ديالوگ بر مونولوگ، تحمل بر تحميل و صلح بر جنگ ترديد نكرده است.

اهتمام يونسكو به پيگيري موضوع گفت‌و‌گوي تمدن‌ها به عنوان موضوعي راهبردي در حوزه آموزش و فرهنگ، علوم و ارتباطات جهاني، برگزاري نشست‌هاي معتبر منطقه‌اي و ملي و تأسيس نهادهاي جديد علمي و فرهنگي در مناطق مختلف جهان براي پيشبرد ايده گفت‌و‌گوي تمدن‌ها حاكي از وجود عزمي جدي و بين‌المللي در اينسوست.

راهبرد گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، جهان پيرامون ما را گشاده‌تر و گشوده‌تر مي‌سازد و از تنگناها و تنگ‌نظري‌هاي آن مي‌كاهد.

اگر جهاني شدن، واقعيت مشهود زمانه ماست، مي‌توان با گفت‌و‌گو به «جهاني شدن انساني» جامه عمل پوشاند.

اگر «دموكراسي راه صلح اداره امروز جهان» است، مي‌توان با گفت‌و‌گوي ميان فرهنگ‌ها  و تمدن‌ها آن را درون‌زا، فراگير يا پايدار كرد.

اگر تروريسم، يك‌جانبه‌گرايي، شكاف‌هاي ديجيتالي و بحران‌هاي اخلاقي و معنوي، امنيت، صلح و توسعه پايدار جهان كنوني را به مخاطره انداخته است، گفت‌و‌گوي تمدن‌ها مي‌تواند چشم‌اندازهاي جديدي براي كاستن از دامنه‌هاي تهديد آنها بگشايد.

از ياد نبريم كه فرهنگ و تمدن‌ها با يكديگر داد و ستد داشته‌اند و دارند و از تأثيرات متقابل آنها بر يكديگر توانمندي‌هاي نو شكل مي‌گيرد. ما براي گشودن بن‌بست‌هايي كه در پارادايم‌هاي غير گفت‌و‌گويي به وجود آمده‌اند، ناگزير از توجه به اين رويكردهاي گفت‌و‌گويي داريم.

البته مؤلفه‌هاي سازنده اين گفت‌و‌گو را محدود به حوزه سياست و فرهنگ ندانيم.

همچنان كه همه مؤلفه‌هاي سازنده فرهنگ الزامأ فرهنگي نيستند و مقوله‌هاي اقتصادي، اجتماعي، علمي و آمزوشي نيز دخيل در امر فرهنگ‌اند، پيشبرد گفت‌و‌گوي تمدن‌ها را بايد ضرورتي چندوجهي بدانيم.

اميدوارم همچنان كه يونسكو به درستي اين امر را تنها به بخش فرهنگ نسپرده است، حاصل اين نشست و نشست‌هايي از اين دست باشد كه راهبرد گفت‌و‌گوي تمدن‌ها و فرهنگ‌ها راه خود را در عرصه‌هاي آموزش، علم، سياست، اقتصاد و ارتباطات به درستي بيابد و در اين افق نه‌تنها دولت‌ها كه پيش از آنها مراكز علمي و فرهنگي و نهادهاي مدني عهده‌دار مسئوليت‌هاي نو شوند.

براي پيشبرد گفت‌و‌گو به فردا بيش از امروز مي‌توان اميدوار بود.

پس به يقين هر تلاشي در اين راه سازنده آن اميد بزرگ انساني است.

براي تحقق اين مهم باز هم از خداوند مدد جوييم و مجدانه قدم برداريم.

اوراسياي قرن 21 با تلاش همدلانه ما جلوه بزرگي از اين اميد خواهد بود.


ژاپن نمايشگاه هنر و تمدن ايران

نمايش 150 شي‌ء تاريخي و منحصر به فرد ايراني در 5 شهر ژاپن، به مدت 15 ماه مورد توافق مسئولين ايراني و ژاپني قرار گرفت. به گزارش ميراث خبر مدير موزه ملي ايران با اعلام اين خبر، گفت: اين نمايشگاه كه اشيايي از دوران پيش از تاريخ تا دوره اسلامي را در بر مي‌گيرد، از اواسط سال 2006 ميلادي و از شهر توكيو، پايتخت ژاپن كار خود را آغاز خواهد كرد و پس از نمايش در اين شهر به 4 شهر ديگر سفر مي‌كند.

وي با اشاره به اين كه تاكنون بخشي از آثار موجود در اين نمايشگاه توسط كارشناسان ايراني و ژاپني انتخاب شده‌اند، در خصوص معيار انتخاب اين اشياء گفت: آثار منتخب بر مبناي معرفي وجوه مختلف فرهنگ، هنر و تمدن ايران برگزيده خواهند شد.


مديركل يونسكو: رياست جمهوري خاتمي رو به پايان است، متأسفيم!

مديركل يونسكو روز جمعه با حضور در محل اقامت معاون حقوقي و پارلماني رئيس‌جمهور كه براي شركت در همايش اروپايي – آسيايي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها به قرقيزستان سفر كرده بود، حاضر شد و دو طرف به بحث و گفت‌و‌گو پرداختند.

به گزارش ايسنا، در اين ديدار مديركل يونسكو ضمن تشكر مجدد از رئيس‌جمهور ايران براي طرح ايده گفت‌و‌گوي تمدن‌ها اظهار داشت: مسأله گفت‌و‌گوي تمدن‌ها راه‌حل بحران‌هاي جهان معاصر است. يونسكو بسيار خوشحال است كه همواره و به طور مداوم بحث گفت‌و‌گوي تمدن‌ها را كه مبتكر آن آقاي خاتمي بوده است، در مناسبت‌هاي مختلف و در نقاط گوناگون دنيا پي‌گيري مي‌كند و به صورت مداوم جلسات مستمري در نقاط مختلف دنيا برگزار مي‌كند. وي اظهار داشت: از اين كه دوران رياست جمهوري شخص متفكري مثل خاتمي در ايران رو به پايان است، متأسفيم.

حجت‌الاسلام سيدمحمدعلي ابطحي، معاون رئيس‌جمهور و نماينده ايران در همايش اروپايي – آسيايي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها نيز در اين ديدار با تقدير از سازمان يونسكو براي برگزاري همايش اروپايي – آسيايي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها در قرقيزستان اظهار داشت: خاتمي فكر و انديشه گفت‌و‌گوي تمدن‌ها را به عنوان يك نياز واقعي جامعه بشري مطرح كرده و به طور جدي به آن اعتقاد دارد.


بروجردي: همكاري‌هاي فرهنگي گام مؤثري در پيشبرد اهداف گفت‌و‌گوي تمدن‌ها  است

در ديدار رييس مؤسسه تحقيقاتي اسلامي كلمبيا با دكتر بروجردي سرپرست مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها درباره همكاري‌هاي فرهنگي و شناخت تمدن ايران و كلمبيا بحث و تبادل‌نظر صورت گرفت.

در اين ديدار كه روز چهارشنبه (13/3/83) انجام شد دكتر بروجردي گفت: همكاري‌هاي فرهنگي مي‌تواند گام مؤثري در پيشبرد اهداف گفت‌و‌گوي تمدن‌ها باشد.

وي در اين‌باره افزود: اولين قدم براي همكاري‌هاي فرهنگي شناساندن تمدن كهن دو كشور به يكديگر است.

بروجردي گفت: پس از شناخت يكديگر، مي‌توانيم براي جهانيان الگو باشيم و با برگزاري سمينارهاي مختلف و دعوت از اساتيد و صاحبنظران گام مؤثري براي شناخت يكديگر برداريم.

سرپرست مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن ها ايجاد نمونه‌هاي فرهنگي و هنري هر منطقه در منطقه ديگر را نيز از برنامه‌هاي بعدي همكاري دو كشور خواند.

او با اشاره به اصطلاح معروف دنيا (پله پله بايد رفت تا بام) گفت: مادامي كه برنامه‌ها گسترده باشد مشكلات هم زياد است ولي وقتي قدم به قدم جلو برويم، مشكلات يكي پس از ديگري حل خواهد شد.

وي با اشاره به عدم شناخت ايران از فرهنگ و تمدن چندين هزار سالة آمريكاي لاتين خواستار گسترش تبادلات فرهنگي ميان دو كشور شد.

خانم فاني اوچوآ رييس مؤسسه تحقيقاتي اسلامي كلمبيا نيز در اين ديدار گفت: در كلمبيا روند مهمي در مورد موضوع گفت‌و‌گوي تمدن‌ها شروع شده است. ما هم مركزي داريم كه يك مركز فرهنگي اسلامي است و برنامه‌هايي راجع به موضوع گفت‌و‌گوي تمدن‌ها دارد و اين مركز مايل است با مركز گفت‌و‌گوي تمدن‌ها در كارهاي مختلف فرهنگي (برگزاري سمينارها و كنفرانس‌ها، دعوت كردن صاحبنظران مختلف و...) با مركز گفت‌و‌گوي تمدن ها هماهنگ باشد.

و همچنين اين مركز تمايل دارد موازي با برنامه‌هاي مركز شما درباره گفت‌و‌گوي بين اديان هم بحث و تبادل‌نظر كند.


عطاءالله مهاجراني: اسلام، دين زندگي است نه آيين مرگ

دكتر سيدعطاءالله مهاجراني، مشاور فرهنگي رئيس‌جمهوري گفت: اسلام دين زندگي است و نبايد اين آيين را به عنوان دين مرگ معرفي كرد.

مهاجراني كه 19 خرداد ماه سال جاري در جمع عده‌اي از دانشجويان و فعالان سياسي، اجتماعي يزد با موضوع «جوان و هويت ايراني» سخن مي‌گفت، اظهار داشت: اگر اسلام به عنوان ديني معرفي شود كه صبح تا شب بايد به فكر آخرت بود، سينه زد، گريه كرد و روضه خواند، اين اسلام انسان را حركت نمي‌دهد بلكه متوقف مي‌كند و نبايد دين را در اين مسائل محدود كرد.

او گفت: به عنوان يك ايراني مسلمان در اين مقطع از تاريخ اين پرسش براي ما مهم است كه ما كي هستيم، در چه شرايطي قرار داريم و چه بايد بكنيم؟

وي بيان داشت: اگر به نحوي زندگي كنيم كه فكر كنيم هر روز، روز آخر زندگي ماست، آسيب مي‌بينيم . البته اگر به‌گونه‌اي هم زندگي كنيم كه فكر كنيم ابدي هستيم و همه معيارهاي اخلاقي و انساني را فراموش كنيم هويت خود را از دست داده‌ايم.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي تأكيد كرد: شناخت هويت يعني آن كه ما در اين جهان آن‌چنان با كار و تلاش زندگي كنيم كه انگار هميشه هستيم.

مهاجراني در ادامه اظهار داشت: هويت ايراني به معناي هويت غيرديني نيست، اما در اين زمينه با يك افراط و تفريط روبه‌رو هستيم كه هيچ‌كدام درست نيست.

وي گفت: از يك‌سو عده‌اي گمان مي‌كنند هويت ملي يعني رنگ غيرديني داشتن و از سويي ديگر هم كسي گمان مي‌كند هويت ديني يك ايراني يعني رنگ غيرملي داشتن. مشاور رئيس‌جمهوري با بيان اين كه هويت ايراني به يك سابقه تاريخي و فرهنگي برمي‌گردد افزود: ما ملتي هستيم كه در دوران مختلف تاريخ، تمدن ساختيم. هيچ‌كس نيست كه در مورد ساخت تمدن اسلامي حرف بزند، اما به نقش محوري ايرانيان توجه نكند.

رئيس سابق مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها با بيان اين كه هويت ايراني بودن را در اين مقطع نمي‌توان از هويت ديني جدا كرد، اظهار داشت: نبايد به آن‌گونه‌اي هويت ملي باستان‌گرايانه پيدا كرد كه ضد حافظ، مولوي، خيام و... بشويم و يا گرايش ديني را آن‌گونه پررنگ كنيم كه به كوروش هخامنشي هم فحش بدهيم.

مهاجراني در پايان تصريح كرد: يا ايراني بودن را آن‌قدر پررنگ مي‌كنيم كه وجه ديني از بين مي‌رود يا وجه ديني را آن‌قدر پررنگ‌ مي‌كنيم كه فقط به مسلمان بودن خود توجه مي‌كنيم؛ در حالي كه ما «مسلمان ايراني» هستيم.


دكتر مهاجراني بر لزوم تقويت هويت ملي تأكيد كرد

دكتر سيدعطاءالله مهاجراني مشاور رئيس‌جمهوري روز دوشنبه 18 خرداد ماه سال جاري در سمينار «فرهنگ ايراني و جهاني شدن» كه در تالار رازي دانشكده علوم پزشكي مشهد و به همت سازمان دانشجويان جهاد دانشگاهي دانشكده ادبيات مشهد برگزار شد تقويت هويت ملي را مانعي در برابر جهاني شدن دانست.

مهاجراني با بيان اين مطلب كه براي درك نسبت ميان فرهنگ ايراني – اسلامي و روند جهاني شدن بايد به اين سؤال پاسخ داد كه ما كه هستيم؟ گفت: ما انسان‌ها هر وقت قرار است به اين مسئله فكر و به طور جدي با خود گفت‌و‌گو كنيم، از خودمان فرار مي‌كنيم، اما محال است انسان از خود بگريزد، شايد بشود خودش را فراموش كند ولي گريزي از خود نيست.

مشاور رئيس‌جمهور افزود: ويژگي‌اي كه بايد براي شكل‌گيري يك هويت ملي به آن توجه كنيم، مهر و علاقه به اين سرزمين و مردمانش است و وظيفه همه ماست كه براي ارتقاي دانش مردم، كشف هويت حقيقي خودمان و ارتقاي موقعيت كشور در اين‌باره تلاش كنيم.

وي جهاني شدن را يك طرح آمريكايي تعبير كرد و افزود: جهاني شدن به معناي آمريكايي شدن است به طوري كه تمام مختصات آمريكايي‌ها در كشورهاي جهان پياده خواهد شد.

او گفت: آمريكاييان با اجراي اين طرح به دنبال يكسان‌سازي در جهان هستند و راه‌هاي مختلف را براي رسيدن به اين اهداف خود طي مي‌كنند.

وي افزود: آمريكايي‌ها ابتدا براي رسيدن به اين هدف خود ذائقه مردم را تغيير مي‌دهند، بدون اين كه رمز اين كار را براي مردم كشورهاي جهان تبيين كنند.

مهاجراني با بيان اين كه يكي از اولين كساني كه به موضع شكننده و آسيب‌پذير شرقي‌ها در برابر هجمه غرب پي برده بود اقبال لاهوري است، اظهار داشت: در آغاز قرن بيستم كه تازه مسئله جهاني شدن با ملاحظات مربوط به همان دهه‌ها مطرح شده بود، اقبال بحث فلسفه خودي را پيش كشيد و اين كه ما مسلمان ها بايد خودمان را بشناسيم و اگر هويت‌مان را نشناسيم توان مقاومت در برابر غرب را نخواهيم داشت و به سرعت مضمحل مي‌شويم و از بين مي‌رويم.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اين كه به جهاني شدن بايد به ديده ترديد نگاه كرد افزود: اگر دقت لازم را به خرج ندهيم به مرور هويت ايراني اسلامي ما آسيب خواهد ديد.

وي در پايان تأكيد كرد: در مقابل اتفاقاتي كه امروزه در صحنه جهاني شدن رخ مي‌دهد ما نيازمند به تبيين يك فلسفه خودي مي‌باشيم.


نشست فيلسوف آمريكايي با روشنفكران ايراني

«ريچارد رورتي» فيلسوف برجسته آمريكايي روز شنبه 23 خرداد ماه سال جاري در خانه هنرمندان دربارة «فلسفه و دموكراسي» با روشنفكران ايراني به بحث و تبادل‌نظر مي‌پردازد.

در اين نشست كه ساعت 17 : 30  شروع مي‌شود داريوش شايگان و رامين جهانبگلو دو تن از روشنفكران ايراني نيز حضور دارند و در زمينه فلسفه و دموكراسي با رورتي به گفت‌و‌گو مي‌پردازند. بحث‌هاي اين نشست به دو زبان فارسي و انگليسي ارائه مي‌شود.

پروفسور ريچارد رورتي در سال 1931 متولد شد و در سال 1952 دكتراي فلسفه را از دانشگاه شيكاگو دريافت كرد. او در حال حاضر در دانشگاه استنفورد فلسفه تدريس مي‌كند. از جمله كتاب‌هاي معروف او «فلسفه و آينه طبيعت»، «عواقب پراگماتيسم»، «عينيت»، «نسبي‌گرايي و حقيقت» را مي‌توان نام برد.

لازم به يادآوري است كه اين برنامه با همكاري مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها و دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي برگزار مي‌شود. علاقه‌مندان مي‌توانند براي شركت در اين برنامه به خانه هنرمندان واقع در خيابان ايرانشهر، خيابان شهيد موسوي مراجعه كنند.


كارلوس فونتس: هانتينگتون و نقاب نژادپرستي

«بهترين سرخ‌پوست سرخ‌پوست مرده است. » «بهترين سياه‌پوست برده است». «خطر زرد». «خطر سرخ». آن پيرايش‌گري كه در شالوده‌ي فرهنگ واسپ (W : سفيد، A :  آنگلوساكسون و P : پروتستان) در ايالات متحده آمريكا مي‌توان يافت هرازگاهي نظر خود را با رنگ‌هاي زننده بيان مي‌كند. اكنون يكي ديگر از اين تصورات ساده‌انگارانه را كه به شكلي بي‌پرده و تند بيان شده است مي‌توان به آن اظهارنظرهاي رنگارنگ قبلي اضافه نمود: «خطر قهوه‌اي‌».

مبلغ اين ايده‌ي جديد كسي نيست جز ساموئل هانتينگتون صداي خستگي‌ناپذير هشدار به خطرهايي كه انديشه‌ي «ديگري» براي روح سفيد، پروتستان و آنگلوساكسون ايالات متحده آمريكا به همراه مي‌آورد. اين كه يك آمريكاي بومي (هانتينگتون عنوان «ايالات متحده آمريكا» را براي تمامي قاره استفاده مي‌كند) پيش از استعمارگران اروپايي وجود داشته (و هنوز هم وجود دارد) كمترين اهميتي براي استاد هاروارد ندارد. اما جدا از آمريكاي آنگلوساكسون وجود يك «آمريكاي» فرانسوي (يا لوئيزيانيا) و حتي يك آمريكاي روسيه (يعني آلاسكا) در قرن‌هاي گذشته علاقه‌ي چنداني در وي ايجاد نمي‌كند. آنچه هانتينگتون را نگران ساخته آمريكاي هيسپانيك است، آمريكاي روبن داريو، آمريكايي كه اسپانيايي صحبت مي‌كند و به خداوند معتقد است. براي او اين خطر قهوه‌اي تهديدي است ناگزير، و براي ملتي كه مي‌خواهد به حيات خود ادامه دهد يك تهديد خارجي و قابل‌تشخيص ضروري است. موبي ديك، وال سفيد، نمادي است از چنين شيوه‌ي نگرشي كه از حسن‌اتفاق تمامي اهالي آمريكاي شمالي در آن سهيم نيستند، و البته يكي هم جان كوينسي آدامز، ششمين رييس‌جمهور آمريكاي شمالي است كه به هم‌ميهنان خود اين‌گونه هشدار مي‌داد: «بگذاريد از رفتن به خارج براي جست‌و‌جوي جانوران عجيب‌الخلقه دوري كنيم».

هانتينگتون در «برخورد تمدن‌ها» هيولاي ضروري خارجي خود را پيدا مي‌كند (يعني درست در لحظه‌اي كه اتحاد جماهير شوروي و «خطر سرخ» ناپديد مي‌شوند) در اسلامي كه در كمين نشسته است تا به مرزهاي تمدن غربي يورش برد، آن هم در تلاش براي سبقت گرفتن از صلاح‌الدين، سلطاني كه اورشليم را در 1187 به تسخير خود درآورد. نتيجه‌ي آن اين كه هانتينگتون بر صليبيون مسيحي از عصر ريچارد شيردل در سرزمين مقدس پيشي مي‌گيرد. جنگ مقدس هانتينگتون شيردل بر ضد اسلام بيانگر نژادپرستي مفرط در عمق وجود خود اوست و در شيوه‌اي مشابه، حكايت دارد از جهل بي‌حد و اندازه‌ي او از مبارزه‌ي فرهنگي در حال جريان در جهان اسلامي. اسلام از الجزاير گرفته تا ايران درگير نبرد فرهنگي و سياسي ميان محافظه‌كاران و مسلمان‌هاي ليبرال است. اين نبردي است كه به شدت در عمق جامعه جريان دارد و نه مبارزه‌اي براي توسعه در سطح.

مكزيكي‌ها به مثابه استثمارگران

اما جهاد مقدس جديد هانتينگتون مكزيك و مردم اين كشور را نشانه گرفته است كه زنده‌اند، كار مي‌كنند و در حال غنا بخشيدن به فعاليت‌هاي اجتماعي و تجاري در بخش‌هاي شمالي قاره‌ي آمريكا هستند. اما تا آن‌جا كه به هانتينگتون مربوط مي‌شود مكزيكي ها زندگي نمي‌كنند بلكه تصرف مي‌كنند، آنها كار نمي‌كنند بلكه استثمار مي‌كنند و آنها به چيزي غنا نمي‌بخشند بلكه بنيه‌ي مالي آمريكا را تحليل مي‌برند. زيرا از نظر او فقر بخشي است از شرايط طبيعي مكزيك، همه‌ي اين‌ها روي هم با توجه به تعداد مكزيكي‌ها و مردم آمريكاي لاتين كه در ايالات متحده آمريكا زندگي مي‌كنند خطر فرهنگي را براي آن چيزي تشكيل مي‌دهند كه هانتينگتون جرأت اشاره كردن به آن را به خود مي‌دهد: آنگلوآمريكن‌هاي پروتستان كه انگليسي صحبت مي‌كنند.

آيا مكزيكي‌ها آمريكا را مورد تهاجم قرار مي‌دهند؟ خير آنها فقط از قوانين بازار تمكين مي‌كنند. از آن‌جا كه در آمريكا نياز شديدي به نيروي كار وجود دارد به آنها نيز پيشنهادهاي بسياري براي كار عرضه مي‌گردد. چنانچه روزگاري در مكزيك اشتغال كامل حكم‌فرما شود، آن‌گاه آمريكايي‌ها بايد براي مشاغلي كه پروتستان‌ها و ساكسون‌هاي سفيد - همان نام‌هايي كه خود هانتينگتون استفاده مي‌كند – تمايلي به عهده گرفتن آنها ندارند نيروي كار ارزان را در ساير كشورها جست‌و‌جو كنند. اين بي‌علاقگي آنها براي مشاغل معمولي يا به اين خاطر است كه اين شغل‌ها براي آنها كوچك و حقير است و يا اين كه آنها به نقطه‌اي رسيده‌اند كه اقتصاد ايالات متحده از دوره‌ي صنعتي فراتر رفته و وارد عصر پسا‌صنعتي و عصر اطلاعات و فن‌آوري شده است.

مطابق با نظر هانتينگتون مكزيكي‌ها باري غيرمنصفانه بر دوش اقتصاد ايالات متحده هستند: آنها بيشتر از آن كه پرداخت كنند، دريافت مي‌كنند، اما همه‌ي اين‌ها اشتباه است. كاليفرنيا ساليانه يك بيليون دلار براي آموزش كودكان مهاجرين اختصاص مي‌دهد، اما در غير اين صورت دولت محلي ساليانه 16 بيليون دلار از كمك‌هاي دولت مركزي براي آموزش را از دست مي‌داد. به همين ترتيب كارگران مهاجر مكزيكي ساليانه 29 بيليون دلار ماليات پرداخت مي‌كنند كه اين مبلغ از خدمات دريافتي آنها بسيار بيشتر است. مهاجرين مكزيكي كه فاصله‌ي بعيدي از تصوير هانتينگتون مبني بر اين كه آنها باري بر دوش مردم آمريكا هستند دارند، در تمامي سطوح اقتصادي در حال توليد ثروت مي‌باشند. اخراج مهاجرين مكزيكي در پائين‌ترين سطوح كارگري براي آمريكا پيامدهاي ويرانگرانه‌اي خواهد داشت. جان كنت گالبرايت (يعني قسمتي آمريكايي كه هانتينگتون هرگز نمي‌توانند مانند او باشد) مي‌نويسد: «اگر تمامي افراد بدون مجوز قانوني از كشور اخراج شوند تأثير آن بر اقتصاد آمريكاي شمالي... چيزي كمتر از فلاكت نيست... ميوه و سبزيجات فلوريدا، تگزاس و كاليفرنيا ديگر از مزارع برداشت نخواهند شد. در چنين حالتي قيمت مواد و كالاهاي خوراكي به مقادير باورنكردني افزايش مي‌يابند. مكزيكي‌هايي كه مايل هستند به ايالات متحده بيايند، ناگزير و به وضوح به سعادت و رفاه ديگران مي‌افزايند».

در سطحي ديگر، آن‌گونه كه گرگوري رودريگز از دانشگاه Pepperdine مي‌گويد، مهاجرين هيسپانيك در مقايسه با اقليت‌هاي قومي ديگر داراي بالاترين تعداد افراد حقوق‌بگيرد به ازاي خانوار هستند. اتحاد و همبستگي خانواده‌ها نيز به همان‌ترتيب بسيار بالا است. نتيجه آن كه، در حالي كه پدر خانواده شايد زماني پاي برهنه و خيس عرق وارد آمريكا شده باشد، اما نوادگان او اكنون به چنان سطوح درآمدي دست يافته‌اند كه با كارگران آسيايي و قفقازي قابل‌مقايسه خواهد بود. در نسل دوم و سوم 55 درصد از ساكنين هيسپانيك داراي خانه‌ي شخصي خود هستند، در مقايسه با 71 درصد ساكنان سفيد و 44 درصد رنگين‌پوست.

مايلم به ارقامي كه پروفسور رودريگز ارايه داده بود اين واقعيت را بيفزايم كه فقط در ناحيه‌ي لوس‌‌آنجلس تعداد مشاغلي كه توسط هيسپانيك‌ها ايجاد گشته از 57 هزار در 1987 به 210 هزار در سال گذشته افزايش يافته و قدرت خريد هيسپانيك‌ها از 1990 به اين‌سو 65 درصد افزايش نشان داده است. علاوه بر آن اقتصاد آمريكاي هيسپانيك در ايالات متحده تقريباً 400 بيليون دلار سالانه توليد مي‌كند – يعني بيش از توليد ناخالص مكزيك. حال بايد از آقاي هانتينگتون سؤال كرد كه آيا هيسپانيك‌ها استثمار مي‌كنند يا سهم خود در توليد ملي را به جاي مي‌آورند.

 بالكاني كردن ايالات متحده آمريكا

به عقيده‌ي هانتينگتون تعداد همچنان رو به افزايش مكزيكي‌ها و سنت‌هاي آنها سرانجام ايالات متحده را به يك بالكان ديگر تبديل خواهد كرد. اتحاديه‌ي آمريكاي شمالي مهاجرين اروپايي را (و علاوه بر آنها يهودي‌ها و عرب‌ها كه البته در بررسي هانتينگتون توجه او را به خود جلب نمي‌كنند) به سوي خود جذب نمود زيرا مهاجرين قديمي مانند چارلي چاپلين در فيلمي با همين عنوان كه از اروپا و از آن سوي اقيانوس مي‌آمدند چون مسيحي و سفيدپوست بودند به سرعت در فرهنگ آنگلوساكسون جذب شده و زبان و آداب و سنن ملي خود را به فراموشي مي‌سپردند، چيزي كه شايد ايتاليايي‌ها را در فيلم پدرخوانده و اهالي اروپاي مركزي را در فيلم شكارچي گوزن متعجب كرده باشد.

گويا در اين بين فقط مكزيكي‌ها و هيسپانيك‌ها تجزيه‌طلب هستند. اين مردم با هم تباني كرده‌اند تا يك آمريكاي هيسپانيك جداگانه براي خود دست‌و‌پا كنند، يا بهتر است بگوييم سربازاني كه براي دوباره فتح كردن مناطقي كه در جنگ آمريكا – مكزيك در 1848 از دست داده بودند در حال اقدام هستند. اگر به اطراف خود نگاهي بيندازيم خواهيم ديد كه در ميان زبان‌هاي غربي، زبان انگليسي بيش از بقيه در جهان صحبت مي‌شود. اما آيا به عقيده‌ي هانتينگتون اين واقعيت نشان از آن دارد كه يك تهاجم بي‌سر‌و‌صداي آمريكاي شمالي به تمامي مناطق جهان در حال جريان است؟ آيا ما مكزيكي‌ها، اهالي شيلي، فرانسوي‌ها، مصري‌ها، ژاپني‌ها و هندي‌ها با ممنوع ساختن صحبت به زبان انگليسي در كشورهاي خودمان توجيه قانع‌كننده‌اي مي‌توانيم داشته باشيم؟ مهر و نشان منفي زدن بر زبان اسپانيايي به عنوان عامل تفرقه حكايت دارد از روح منافقانه و تحريك‌آميز پروفسور هانتينگتون.

صحبت كردن به زبان دوم (يا سوم و چهارم) نشانه‌اي فرهنگي در سراسر جهان است به استثناي بهشت يك‌زبانه‌ي ابداعي توسط هانتينگتون. ايجاد نياز براي يك زبان دوم در آمريكا (همان‌گونه كه در مكزيك و فرانسه نيز پيش آمده است) اثرات شيطاني را كه هانتينگتون به زبان سروانتس نسبت مي‌دهد برطرف خواهد كرد. كساني كه در ايالات متحده به زبان هيسپانيك صحبت مي‌كنند اعضاي گروه ستيزه‌جو و نفوذناپذير نيستند. آنها خود را به سرعت با زبان انگليسي سازگار كرده و گاهي استفاده از اسپانيايي را نيز حفظ مي‌كنند. از اين‌رو خصوصيت تنوع قومي و چندفرهنگي كه در آمريكا پذيرفته شده است را غنا مي‌بخشند.

روي هم رفته، فرهنگ يك‌زبانه بيماري قابل‌علاج است. بسياري از ما اهالي آمريكاي لاتين انگليسي صحبت مي‌كنيم و هراسي از آلوده شدن نداريم. در تصوري كه هانتينگتون از آمريكا ارايه مي‌دهد، آن را به عنوان غولي ترسناك و لرزان كه مورد هجوم اسپانيايي‌زبان‌ها قرار گرفته به تصوير درمي‌آورد. شيوه‌ي او هراس از «ديگري» است، همان طرز نگرشي كه مورد‌تأييد فاشيست‌ها بود.

خير. مكزيكي‌ها و هيسپانيك‌ها در مجموع در توليد ثروت در ايالات متحده شركت دارند. آنها بيشتر از آنچه دريافت مي‌كنند، مي‌بخشند. آرزوي آنها درآميختن با مردم آمريكاي شمالي است. آنها از فرهنگ انزواطلبي مي‌كاهند، فرهنگي كه دولت‌هاي پي‌در‌پي در واشينگتن را به موقعيت‌هاي مصيبت‌بار سوق داده است. آنها آن‌گونه گوناگوني سياسي را كه توسط آمريكايي‌هاي آفريقايي‌تبار و آمريكايي‌هاي بومي، ايرلندي‌ها و لهستاني‌هان، روس‌ها و ايتاليايي‌ها، سوئدي‌ها و آلماني‌ها، عرب‌ها و يهودي‌ها پديد آمده است، مورد حمايت قرار مي‌دهند.

 خطر از نوع مكزيكي

هانتينگتون نوعي نژادپرستي منسوخ‌شده‌ي ضدمكزيكي را مطرح مي‌سازد كه من آن را به خوبي از دوره‌اي كه در جواني در پايتخت آمريكاي شمالي تحصيل مي‌كردم، مي‌شناسم. در دانش‌نامه‌ي تك‌جلدي The Volume Library كه به سال 1928 در نيويورك منتشر شده است چنين مي‌خوانيم: «يكي از دلايل فقر مكزيك غلبه‌ي نژاد پست است». طي دهه 30 قرن بيستم دردسر در بسياري از رستوران‌هاي تگزاس چنين نوشته‌اي يافت مي‌شد: «ورود سگ و مكزيكي ممنوع». امروزه رأي‌دهندگان آمريكاي لاتين توسط عبارت‌هاي درهم به زبان اسپانيايي توسط بسياري از نامزدهاي انتخابات اغفال مي‌شوند، از جمله توسط الگور و بوش طي آخرين انتخابات رياست جمهوري آمريكا، اين يك شگرد هميشگي در مبارزات انتخاباتي است (مانند طرح جديد بوش درباره‌ي مهاجرت). اما براي ما مكزيكي‌ها، اسپانيايي‌ها و آمريكايي‌هاي هيسپانيك آنچه مسلم است اين كه زبان عاملي براي غرور و افتخار است. در سراسر جهان پانصد ميليون مرد و زن به زبان اسپانيايي صحبت مي‌كنند. اما اين نه دليلي براي ترسيدن است و نه تهديدي. اگر هانتينگتون از خطر بالكاني كردن ايالات متحده توسط كساني كه به زبان هيسپانيك صحبت مي‌كنند بيم دارد و مي‌خواهد كه مردم آمريكاي لاتين را در ناتواني تأسيس دولتي دموكرات و توسعه‌ي اقتصادي در كشورهاي خود مقصر بداند، ما حداقل از آغاز استقلال خود بدون تجزيه‌طلبي مبتني بر ملي‌گرايي زندگي كرده‌ايم.

شايد آنچه باعث اتحاد ما است همان چيزي است كه در نظر هانتينگتون باعث تفرقه است: طبيعت چندفرهنگي زبان اسپانيايي. ما به عنوان آمريكايي‌هاي هيسپانيك و اسپانيايي، در عين‌حال هند و اروپايي و آفريقايي – آمريكايي نيز هستيم. ما نوادگان ملت اسپانيا هستيم كه نمي‌تواند بدون تنوع نژادي‌اش كه تركيبي است از نظام زباني سلتي ايبريايي، يوناني، فنيقي، رومي، عربي، يهودي و گوتيك فهميده شود. زباني كه ما صحبت مي‌كنيم زباني است سلتي – ايبريايي با ريشه‌هاي لاتين كه با مقدار قابل‌توجهي واژه‌هاي عربي غني شده است و در قرن 13 در دربار آلفونس حكيم توسط يهودي‌ها متداول گرديد.

با توجه به همه‌ي آنچه ذكر گرديد، فاتحين ما هستيم و بازنده هانتينگتون است، تك‌افتاده در سرزمين افسانه‌اي‌اش از پروتستان‌هاي سفيدپوست و با نژاد خالص كه به زبان انگليسي صحبت مي‌كنند. حتي چنانچه در شيوه‌اي كه به طرزي غريب خيرانديشانه است او جاي خود را به مسيحيت‌گرايي بدهد فرقي نخواهد كرد. بي‌گمان اسرائيل و كشورهاي اسلامي خطراتي هستند كه بايد به خاطر تهاجم ناپسنديده به سرزمين‌هاي كهن پادشاهي هانتينگتون به يك اندازه سرزنش شوند و همان‌گونه كه البته مكزيك و آمريكاي هيسپانيك با توجه به گسترش اسپانياي امروز.

اما يك سؤال بي‌ارزش همچنان باقي مي‌ماند: چه كسي موبي ديك بعدي كاپيتان آهاب هانتينگتون است؟


ساموئل هانتينگتون: تمدن اسلامي مانع جاه‌طلبي‌هاي غرب شده است.

خبرگزاري فارس: «ساموئل هانتينگتون» نظريه‌پرداز آمريكايي «برخورد تمدن‌ها» گفت: امروز  تمدن اسلام مهم‌ترين بلوك ايدئولوژيكي است كه سر راه تمدن غرب قد علم كرده است و اين تمدن را مجبور كرده است از جاه‌طلبي‌هاي جهانشمولش دست بردارد.

هانتينگتون در گفت‌و‌گو با روزنامه فرانسوي «لوپوان» گفت: «پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 در ايران مي‌تواند به‌‌عنوان نقطه آغاز جنگ پنهان تمدن‌هاي غرب و اسلام در نظر گرفته شود.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه «شما ده سال پيش، از جنگي قريب‌الوقوع ين اسلام و غرب خبر داديد و بعد از عمليات 11 سپتامبر، آمريكا دو جنگ را يكي در افغانستان و ديگري را در عراق آغاز كرد. آيا فكر نمي‌كنيد اين جنگ از هم‌اكنون آغاز شده باشد؟» گفت: «من جنگ را پيش‌بيني نكردم، بلكه برخورد تمدن‌هاي را پيش‌بيني كردم. چيزي كه من در آن‌زمان تجزيه و تحليل كردم احتمال افزايش و گسترش مناقشات مرزي در سراسر جهان بود كه بيشتر هم دلايل قومي، قبيله‌اي و مذهبي خواهد داشت. پيش‌بيني من در آن‌زمان به‌ويژه در خصوص برخورد جهان اسلام و غرب از يك‌سو و آمريكا و اروپاي متحد شده از سوي ديگر بود.»

«در خصوص مورد نخست بايد بگويم كه پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 در ايران مي‌تواند به‌عنوان نقطه آغاز جنگ پنهان تمدن‌هاي غرب و اسلام در نظر گرفته شود و دقيقاً در همين راستا است كه امروز شاهد فرجام تأسف‌بار اين فرآيند يعني برخورد عظيم غرب و اسلام هستيم. برخوردي كه ما امروز نتايج آن را كه همانا بي‌ثباتي در دنيا است، مي‌بينيم.»

اين نظريه‌پرداز افزود: «من بايد در همين‌جا بگويم آمريكايي‌ها با اشغال افغانستان و عراق، كانون‌هايي براي گسترش جهاني برخورد بين اسلام و غرب خلق كردند كه در درجه اول خود اين كشور نيز چوب آن را خواهد خورد.»

هانتينگتون درباره جنگ عراق نيز گفت: «اين جنگ، ابتكار بسيار بدي بود و من اتفاقاً قبل از آغاز آن گفتم كه اگر آمريكا وارد عراق شوند با دو جنگ مواجه خواهد شد: يكي خود رژيم صدام حسين و ديگري مردم عراق خواهد بود و اتفاقاً در همان‌زمان هم گفتم آمريكا مي‌تواند در جنگ با رژيم صدام پيروز شوند، اما در جنگ با مردم اين كشور هرگز پيروز نخواهند شد چه آن كه ما امروز مقاومت سرسختانه مردم عراق (از فلوجه گرفته تا كوفه و نجف) و از اين‌طرف ناتواني آمريكايي در مواجهه با اين مقاومت‌ها را مي‌بينيم.

روزنامه لوپوان در بخش ديگر از مصاحبه خود با اين نظريه‌پرداز آمريكايي از وي مي‌پرسد، «اين كه شما با جنگ عراق مخالفت كرديد قدري عجيب به نظر مي‌رسد زيرا شما همواره از طرفداران پر‌و‌پاقرص ارزش‌هاي غربي و انگلوساكسون بوده‌ايد، آيا نمي‌خواهيد بپذيريد كه آمريكايي‌ها با حمله به عراق خواسته‌اند به جهان عرب و اسلام بفهمانند آنها هم حق دارند به دموكراسي و ترقي و پيشرفت دست يابند؟» و هانتينگتون در پاسخ به اين سؤال گفت: «درست است كه من به ارزش‌هاي غربي پايبند هستم و براي آن ارزش زيادي قائلم و معتقدم كه بايد براي حفظ آنها تلاش كنيم اما از آن‌طرف هم به حمايت از حقوق بشر و ترويج عقايد آزادي‌خواهانه معتقدم. با اين حال يك واقعيت در اين ميان وجود دارد و آن اين است كه غرب بايد بفهمد كه با وجود تمدن اسلامي اكنون ديگر نمي‌تواند مانند بعد از جنگ جهاني دوم بر جهان تسلط يابد.» وي تصريح كرد: «بنابراين ما بايد اين واقعيت را بپذيريم كه تمدن‌هاي بزرگي چون چين و اسلام بدون آن كه لزوماً ارزش‌هاي ما را مدنظر قرار دهند عملاً در صحنه جهاني مطرح شده‌اند و در اين در حالي است كه اين دو تمدن هر روز بيشتر از گذشته براساس آهنگ خاص خود در حال تقويت شدن هستند. لذا تغيير دادن رژيم‌ها در مقياسي گسترده نه سنجيده و نه ممكن است و تنها كاري كه ما مي‌توانيم انجام دهيم اين است كه به تحول رو به رشد نخبگان اين كشورها توجه و از آن حمايت كنيم.»

هانتينگتون درباره ويژگي‌هاي برخورد دو تمدن اسلام و غرب گفت: «اولين ويژگي اين برخورد جهاني بودن آن است. يعني هر جايي كه مسلمانان و غربيان وجود داشته باشند، اين برخورد نيز وجود خواهد داشت و دقيقاً در همين چارچوب است كه گروه‌هاي كوچك مسلمان كه در قالب شبكه‌هاي تروريستي در خود كشورهاي دشمن (غربي) سازماندهي شده‌اند به منافع غربي‌ها در هر كجا كه باشد ضربه وارد مي‌كنند.»

«جهاني شدن برخورد دو تمدن اسلام و غرب در طول دهه 90، با گسترش منازعات محلي متبلور شد كه در اين منازعات جوامع مسلمان سعي كردند و مي‌كنند كه خود را از زير يوغ كشورهاي غيرمسلمان رها كنند. جنگ كوزوو، بوسني، چچن و كشمير در گذشته و امروز آغاز مرحله دوم انتفاضه مردم فلسطين و اشغال افغانستان و عراق از نمونه‌هاي بارز آن است.»

اين سياستمدار كهنه‌كار دوران هنري كسينجر وزير امور خارجه و مشاور جيمي كارتر رييس‌جمهوري اسبق آمريكا در پاسخ به اين سؤال كه «چرا غربي‌ها به نظريات شما توجهي نكردند گفت: «در دهه 90 غربي‌ها در فرداي روشن بعد از جنگ سرد به‌سر مي‌برند. بنابراين غربي‌ها در آن‌زمان به برخورد تمدن‌ها بيشتر به عنوان رويكردي افراطي كه بازگشت وحشي‌گري را تداعي مي‌كرد نگاه مي‌كردند و مايل نبودند در چنين فضايي ذهن خود را مشغول چنين نظريه‌اي كنند.

اغلب رهبران آمريكايي و اروپايي با ديديد كاملاً خوشبينانه به اين مسأله مي‌نگريستند و فكر نمي‌كردند مسلمانان حاضر باشند در چنين برهه‌اي از تاريخ بار ديگر به اقدامات عملي و تند روي بياورند و برعكس از نظم نوين هماهنگ سخن به ميان مي‌آوردند كه در چارچوب آن مردم جهان از مسلمان گرفته تا غيرمسلمان به ارزش‌هاي آزادي، دموكراسي و فرهنگ ليبرال و مدرن غربي روي خواهند آورند، اما بعد از سپري شدن اندك زماني، همه اين بينش‌ها به طور كامل غلط از كار درآمد.»

هانتينگتون درباره اين كه در جهان غرب براي مقابله با اسلامي نوعي چنددستگي نگران‌كننده وجود دارد گفت: «اگر آمريكا از تك‌روي‌ها اجتناب كند و از در پيش گرفتن مواضع افراطي دست بردارد و سياست‌هاي جهاني خود را با همكاري اروپا اتخاذ كند، ما مي‌توانيم اصل را كه همانا هويت غربي باشد، حفظ كنيم. بنابراين ما بايد همزمان هم از پيامدهاي يك‌جانبه‌گرايي و هم از چندجانبه‌گرايي اجتناب كنيم. شايد به همين دليل بود كه من از سال 1996 هشدار دادم كه برخورد بين اسلام و غرب، باعث بروز اختلاف‌نظرهايي در اردوگاه غرب خواهد شد و اختلاف‌نظر به مراتب خطرناك‌تر بين آمريكا و اروپا، توسعه‌طلبي اسلامي است.

«البته من بايد همين‌جا اذعان كنم كه اختلافات زيادي بين آمريكا و اروپا چه از نظر قدرت و چه از نظر فرهنگ وجود دارد و فائق آمدن بر اين اختلافات هم چندان آسان نيست زيرا آمريكايي‌ها ملتي مذهبي هستند در حالي كه اروپايي‌ها اين‌طور نيستند اما با اين حال هر دوي آنها داراي يك هويت واحد غربي هستند.

مشاور سابق جيمي كارتر در پاسخ به اين سؤال كه آيا بلوك اسلام در برابر غرب مستحكم‌تر مي‌شود، گفت: «البته اين تمدن هم در بطن خودش اختلافاتي دارد و مانند چين كشوري ندارد كه بتواند به عنوان مثال در منطقه‌اي نقش قدرتي خود را اعمال كند. امروز مصر، پاكستان، ايران، اندونزي، عربستان سعودي و تركيه هر كدام به نوبه خود مي‌خواهند نقشي برجسته در منطقه خود ايفا كنند و در همين راستا با هم رقابت مي‌كنند.»

هانتينگتون كه در زمان رياست جمهوري بيل كلينتون يكي از منتقدان شديد سياست چندفرهنگي وي بود درباره سياست يكسان‌سازي قومي فرانسه و منع حجاب در اين كشور گفت: «من همواره الگوي فرانسه را تحسين كرده‌ام و دقيقاً منطق اين كشور در ممنوع اعلام كردن حجاب اسلامي را درك مي‌كنم اما با اين حال من فكر مي‌كنم كه حجاب مسأله‌اي فرعي در اين كشور باشد. مسائل مهم‌تر و نگران‌كننده‌تر نيز در اين كشور وجود دارد و آن وجود مهاجران آفريقاي شمالي در  محله‌هاي محصور شهري است كه نه كاري دارند و نه هنوز در جامعه فرانسه از نظر اجتماعي تلفيق شده‌اند و مسأله حجاب هم به نظر من مي‌تواند برآيند اين وضع باشد.»


فراخوان اولين مسابقه عكس گفت‌و‌گو: مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها اولين مسابقه عكس گفت‌و‌گو را با همكاري مجله عكسنامه در شهريور ماه سال 1383، به مناسبت روز گفت‌و‌گوي تمدن‌ها برگزار مي‌كند.

برگزاركنندگان با توجه به اين نكته كه گفت‌و‌گو به عنوان يك شيوه ارتباطي منحصر به فرد انسان با جهان طبيعي و اجتماعي خود به امري اجتناب‌ناپذير بدل شده است، معتقدند كه  يك تأمل عكاسانه در اين زمينه مي‌تواند امكاني براي تأمل بيشتر دربارة اين امر حياتي انسان امروز به وجود آورد.

به گزارش واحد ارتباطات مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، اين مسابقه در بخش تك‌عكس و مجموعه عكس برگزار خواهد شد. شركت‌كنندگان مي‌توانند در بخش تك‌عكس، حداكثر 10 عكس و در بخش مجموعه عكس، حداكثر دو مجموعه، كه هر مجموعه شامل 5 تا 10 عكس باشد، ارسال كنند. عكس‌ها بايد حداقل در ابعاد 40 ×30 سانتي‌متر و حداكثر 70  ×50 سانتي‌متر باشند.

ارسال عكس‌ها بر روي CD و در ابعاد 30 × 20 سانتي‌متر با كيفيت Dpi300 براي استفاده در اوراق اطلاع‌رساني مسابقه الزامي است.

اين گزارش حاكي است كه مسئوليت ناشي از ارسال نامناسب پستي آثار، متوجه برگزاركننده نخواهد بود. از آثار پذيرفته شده جهت چاپ در اوراق اطلاع‌رساني مرتبط با مسابقه و ويژه‌نامه عكسنامه استفاده خواهد شد. براساس اين گزارش حداكثر 3 ماه بعد از برگزاري نمايشگاه، عكس‌هاي شركت‌كنندگان عودت داده خواهد شد (در عودت كليه آثار نهايت دقت به عمل خواهد آمد).

شركت‌كنندگان مي‌توانند آثار خود را تا 15 مرداد 1383 به دبيرخانه مسابقه به نشاني: تهران، خيابان ايرانشهر شمالي، شماره 215، كدپستي: 1584736913 تلفن: 8821364 – 8302482 ارسال كنند.

از تاريخ 28 شهريور ماه تا 5 مهر ماه 1383 نمايشگاهي از آثار راه‌يافته به مسابقه در خانه هنرمندان ايران برگزار خواهد شد.

جايزه نفر اول اين مسابقه لوح افتخار و 10 سكه بهار آزادي، جايزه نفر دوم لوح افتخار و 7 سكه بهار آزادي، جايزه نفر سوم لوح افتخار و 5 سكه بهار آزادي خواهد بود.

در كنار اين مسابقه، جلسات سخنراني و نقد و نظر با حضور صاحب‌نظران رشته فلسفه و هنر برگزار خواهد شد.

لازم به يادآوري است كه بهمن جلالي، رامين جهانبگلو، رعنا جوادي، مرتضي قاسم‌پور و رضا شيخ هيأت داوران مسابقه عكس گفت‌و‌گو هستند.


همايش «دين، معنويت و انسان امروز»  برگزار شد

همايش «دين، معنويت و انسان امروز» به همت دانشكده علوم اجتماعي و كانون دانشجويي گفت‌و‌گوي تمدن‌هاي دانشگاه مازندران روز چهارشنبه ششم خرداد ماه سال جاري با حضور محققان، پژوهشگران و نمايندگان اديان مختلف در بابلسر برگزار شد.

در اين همايش كه با هدف بررسي و تقارب افكار در اديان (به طور مشخص در مورد 4 دين اسلام، مسيح، يهود و زرتشت) برگزار شد، دكتر فتح‌الله مجتبايي محقق و پژوهشگر اديان كه به عنوان سخنران ويژه در اين همايش شركت كرده بود با ايراد سخناني به طرح موضوعاتي در اين خصوص پرداخت.

مجتبايي گفت: دين بخشي از وجود و فطرت انسان است و حيات ديني انسان، حيات عاطفي و روحاني اوست كه هميشه با عقلانيت و منطق قابل‌تعريف نيست.

وي گفت: انسان همواره ديندار بوده و بنيانگذاران اديان با توجه به اين بعد وجودي انسان، دين را آورده‌اند.

اين پژوهشگر اديان با تأكيد بر جاودانگي دين اضافه كرد: مشابه مخالفت‌هايي كه امروز با دين و معنويت در دنيا مي‌شود همواره در تاريخ بوده است و اگر قرار بود با اين مخالفت‌ها دين از بين برود، تاكنون اين اتفاق افتاده بود، پس هيچ‌گاه اين‌گونه نخواهد شد چراكه دين مبتني بر فطرت انسان بوده و ماندگار خواهد ماند.

مجتبايي با اشاره به احترام پيروان مذاهب به معتقدات و باورهاي ديني تأكيد كرد: پيروان مذاهب مي‌بايست همديگر را دوست داشته و با درك متقابل و مفاهمه براي باورهاي يكديگر احترام قائل شوند.

وي با تأكيد بر اهميت ايجاد ارتباط عاطفي ميان انسان‌ها و پيروان مذاهب گفت: در دنيايي كه هر لحظه به دهكده جهاني نزديك مي‌شود، اگر مفاهمه و درك متقابل ميان پيروان اديان وجود نداشته باشد، امكان ادامه زندگي مشترك متصور نخواهد بود.

پژوهشگر مسايل ديني هدف كلي همايش و فلسفه انتخاب عنوان دين و معنويت را مقابله و رويارويي گسترده كلمه دين در برابر ضد معنويت دانست و افزود: اديان همگي در يك فصل مشترك و واحد هستند كه آن ايستادگي در برابر موج الحاد و ضدديني است.

اين استاد دانشگاه در ادامه اضافه كرد: مخالفين معنويت امروزه در تلاشند با ناكارآمد داشتن پاسخ‌گويي دين در علوم و مسائل علمي، لزوم دينداري را زير سؤال ببرند.

لازم به يادآوري است كه تشكيل ميزگرد مشترك ميان نمايندگان 4 دين مورد بحث از ديگر برنامه‌هاي اين همايش بود كه با حضور حجت‌الاسلام دكتر اديب، موبد نيكنام، شماس كشيش‌زاده مسيحي و آبائي به ترتيب به عنوان نمايندگان اديان اسلام، زرتشت، مسيح و يهود به برخي چالش‌ها و سؤالات مطرح در حوزه دين با نگرش و تفكرات مذهب خود پاسخ دادند.


ديدار وزير فرهنگ تاجيكستان با دكتر بروجردي

در ديدار وزير فرهنگ تاجيكستان با دكتر بروجردي سرپرست مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، درباره همكاري‌هاي فرهنگي ايران و تاجيكستان بحث و تبادل‌نظر صورت گرفت.

در اين ديدار كه روز پنج‌شنبه (17/2/83) انجام شد دكتر بروجردي گفت: از نظر تاجيك‌ها، ايران وطن دوم آن‌هاست زيرا ايران و تاجيكستان داراي مشتركات فرهنگي زيادي هستند و همين موضوع باعث نزديكي عميق و ريشه‌دار بين اين دو كشور شده است.

بروجردي يادآور شد: خاستگاه زبان فارسي امروز با اشعار رودكي از منطقه تاجيكستان آغاز مي‌شود و آنچه كه در زبان تاجيك بيان مي‌شود همان زبان فارسي ايران با الفاظ و لهجه‌هاي خاص خودشان است.

وي همچنين با اشاره به فعاليت گروه‌هاي علمي در مركز گفت: دانشگاه‌ها و اساتيد زيادي با مركز ما همكاري دارند كه هماهنگي مركز با برگزاري سمينارها و كنفرانس‌ها و ارايه مقالات مختلف در زمينه گسترش گفت‌و‌گوي تمدن‌ها فعاليت مي‌كنند.

دكتر بروجردي در ادامه در پاسخ به پرسش وزير فرهنگ تاجيكستان درباره طرح‌هاي مركز براي سال‌هاي آينده گفت: ما مشغول برنامه‌ريزي هستيم تا بتوانيم گروه‌هاي صلح و دوستي را گرد هم جمع كنيم و با دعوت از افرادي كه آثار فرهنگي را تدوين كرده‌اند براي گسترش و تداوم موضوع گفت‌و‌گوي تمدن‌ها گام‌هايي برداريم.

در اين ديدار وزير فرهنگ تاجيكستان نيز گفت: ما در تاجيكستان مطالعات زيادي در خصوص مشتركات فرهنگي دو كشور انجام داده‌ايم و اميدواريم كه با دعوت از صاحبنظران و دانشمندان دو كشور بتوانيم در جهت گسترش طرح گفت‌و‌گوي تمدن‌ها مؤثر باشيم.

وي گفت: تاجيكستان نيز مانند ايران داراي ميراث فرهنگي غني است و تهران به عنوان برادرخوانده دوشنبه شهرت دارد.

وزير فرهنگ تاجيكستان در ادامه افزود: نبايد به گذشته تكيه كرد، بلكه به قول ملك‌الشعرا بهار بايد با تكيه بر گذشته، حال و آينده را تغيير دهيم و از گذشته به عنوان الگو استفاده كنيم.


دكتر بروجردي: فرهنگ چين از وحدتي دروني برخوردار است

همايش هفته فرهنگي چين با تلاش كانون گفت‌و‌گوي تمدن‌هاي دانشگاه صنعت آب و برق و با همكاري مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، سفارت چين، سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، وزارت علوم از تاريخ (26 الي 31) ارديبهشت ماه سال جاري در دانشگاه صنعت آب و برق تهران برگزار شد.

دكتر بروجردي، سرپرست مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها روز چهارشنبه (30/2/83) در مراسم ويژه اين همايش گفت: فرهنگ چين مانند فرهنگ‌هاي كهن و برخلاف فرهنگ‌هاي جديد غربي از وحدتي دروني برخوردار است و همين وحدت دروني باعث شده كه فرهنگ چين در طول هزاره‌ها دوام يابد و در طرح بنيادي انديشه، شيوة زندگي و جهان‌نگري آن در دوران طولاني تغييري ايجاد نشود.

وي همچنين با اشاره به سابقه كهن حكمت و فلسفه در چين و مقايسه آن با فلسفه غرب گفت: فلسفه غرب بيشتر با علم و دين پيوسته است در حالي كه فلسفه چين با اخلاق، سياست، ادبيات و هنر سر‌و‌كار دارد.

بروجردي به كنفوسيوس فيلسوف چيني اشاره كرد و گفت: كنفوسيوس و پيروانش بر هماهنگي بين طبيعت و انسان و همچنين گروه تأكيد داشتند و معتقد بودند كه فرد تنها در روند انجام وظايف براي ديگران و گروه مي‌تواند ارزش خودش را تجلي بخشد.

سرپرست مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها در ادامه افزود: مسائل مختلفي مثل ادبيات، هنر و نقاشي، صورت‌گري و خوشنويسي در فرهنگ چين وجود دارد و چيني‌ها از راه خوشنويسي به دريافت احساسي خود در باب خط و شكل در نقاشي رسيده‌اند و نه‌تنها در نقاشي بلكه احساس خاصي از معماري خودشان را از خوشنويسي گرفته‌اند.

بروجردي گفت: چيني‌ها با سنت و هم با مدرنيته گام به گام پيش مي‌روند در حالي كه در كشورهاي در حال توسعه پيشرفت صرفاً به معني پذيرش تكنولوژي به سبك غربي تنها جلوه‌هاي فرهنگي آن است. همچنين در اين مراسم پيام همايش هفته فرهنگ چين كه توسط دبير همايش قرائت شد آمده است: دو فرهنگ ايران و چين در طول تاريخ ضمن تأكيد بر هويت واحد، به تنوع و نوآوري احترام گذاشته و ضمن بهره‌برداري از آخرين فن‌آوري‌ها هرگز تسليم خودباختگي فرهنگي نشده‌اند.

پيوندهاي فرهنگي و مراودات دو ملت ايران و چين قدمتي ديرينه دارد و چين و چينيان در ادبيات همواره با ديدگاهي مثبت به تصوير كشيده شده‌اند و شاعراني چون فردوسي، بارها و بارها از اين سرزمين و فرهنگ آن در شاهكار خود ياد كرده‌اند.

اميدواريم با برگزاري هفته فرهنگ چين، در مسير همسويي و نزديك شدن با يكديگر گام برداريم و در تقويت انديشه گفت‌و‌گوي تمدن‌ها بكوشيم.


شعباني: گستردگي تأثير متقابل ايرانيان و يونانيان بر فرهنگ يكديگر  

فرهنگ‌هاي ايران و يونان برخاسته از تلاش انسان‌هايي است كه مي‌خواهند زندگي را هموار كنند و اراده خود را به صورت مهري بر پيشاني تاريخ به ثبت برسانند.

دكتر "رضا شعباني"، مدير گروه تاريخ مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها در مراسم افتتاح "هفته فرهنگي يونان
" در كاشان كه در تاريخ (2/3/83) برگزار شد با اعلام اين مطلب گفت: يونان، كانون دمكراسي جهان است و نخستين درس‌هاي مردم‌سالاري را به مردم داده است. يونان مورخان بزرگي دارد كه در كوروش به صورت يك انسان آرماني مي‌نگرند، يعني يك آدم برجسته و يك الگوي فوق‌العاده مهم.

وي در اين رابطه به "هرودت" مورخ يوناني اشاره كرد و گفت: تا آخر جهان هر ايراني كه با تاريخ سر و كار دارد به اين مرد بزرگ مديون است چراكه آن‌قدر اطلاعات به تاريخ بشر داده است كه در طول 2500 سال تقريباً براي خود ما كه صاحب آن فرهنگ بوديم، ناشناخته بود.

وي اظهار داشت: اگر تاريخ مناسبت‌هاي دو كشور ايران و يونان را نگاه كنيم، مشاهده مي‌كنيم كه دوستي و ارتباط اين دو ملت از مدت‌ها قبل وجود داشته و تجارت از طريق درياي مديترانه و بين‌النهرين از كهن‌ترين فعاليت اقتصادي اين دو ملت بوده است.

شعباني گفت: ميراث غني ملل به ما مي‌آموزد كه مباني صلح و دوستي بين اقوام و گروه‌هاي متنوع بشري بايد استحكام يابد و مردم از هر قبيله و طايفه‌اي كه هستند با منزلت يكسان مورد احترام قرار گيرند.

وي تصريح كرد: اگر گفت‌و‌گوي تمدن‌ها نباشد و معيارهاي عقلي و اخلاقي مؤثري به كار گرفته نشود، دشمني‌هاي وحشتناك آشكار و هر دو سوي دارا و ندار با چنگ و دندان به جان هم مي‌افتند.

استاد دانشگاه شهيد بهشتي تأكيد كرد: گفت‌و‌گوي تمدن‌ها زماني راهگشا خواهد بود كه احترام متقابل بين كشورها وجود داشته باشد.

شعباني تأثير متقابل ايران و يونان بر يكديگر را گسترده توصيف كرد و يادآور شد: اين كه نمايشنامه‌هاي آشيل،  سوفوكل و... در دربارهاي پادشاهان ايران اجرا مي‌شد بيانگر ارتباطات بسيار گسترده و عميق ميان دو فرهنگ است و گواهي است بر اين نكته كه هر دو ملت، تاريخ پردردسر و پررنجي را پشت‌سر گذشته‌اند و امروز مي‌توانند بهترين درس‌ها را از تاريخ بگيرند.

لازم به يادآوري است كه هفته فرهنگي يونان با همكاري تشكل غيردولتي كانون انديشه سپهري كاشان، سفارت يونان، مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها و سازمان ملي جوانان در خانه تاريخي احسان كاشان برگزار شد.


هفته فرهنگي تمدن ايران و يونان در كاشان برگزار مي شود

هفته فرهنگي يونان از دوم تا هفتم خرداد ماه (22 تا 27 مي 2004) در شهر تاريخي كاشان برگزار مي شود. اين مراسم با همكاري سفارت يونان، سازمان ملي جوانان كشور، مركز بين المللي گفت و گوي تمدن ها و مشاركت سازمان هاي دولتي و غيردولتي كاشان برگزار مي گردد.

در اين هفته اسطوره، سينما، تئاتر، ادبيات، فلسفه و همچنين تطبيق فرهنگ و تمدن ايران و يونان با هدف آشنايي بيشتر با فرهنگ و تمدن ملل مورد بررسي قرار مي گيرد.

اجراي تئاتر «پرومته در زنجير»، چاپ ويژه نامه، برگزاري كارگاه هاي تخصصي و نمايشگاه كتاب از ديگر برنامه هاي هفته فرهنگي يونان است.


مهاجراني: نگرش غرب به اسلام يك‌سويه است

سيدعطاءالله مهاجراني، مشاور رئيس‌جمهوري در اجلاس رسانه‌اي آسيا 2004 كه در كوالالامپور برگزار شد، آگاهي و بي‌خبري را دو دنياي متفاوت دانسته و تفسير از آن را نيز دو گونه خواند.

وي در سخناني با عنوان اسلام و رسانه‌ها افزود: آگاهي از خبر يا بي‌اطلاعي از آن دو دنيا آفريده و لزوماً دو گونه تفسير از آن با دو گونه واكنش روبه‌رو است.

مهاجراني گفت: وقتي گفته مي‌شود اسلام و رسانه‌ها چه نسبتي با هم دارند، بايد اين پرسش را مطرح كرد كه كدام اسلام؟ و كدام رسانه؟

وي افزود: در جهان امروز ما هم شاهد تنوع اسلام هستيم و هم گوناگوني رسانه‌ها و در ادامه به بهره‌برداري برخي رسانه‌ها به‌ويژه رسانه‌هاي معروف آمريكا و اروپا در القاي نسبت بين اسلام و تروريسم پرداخت و گفت: آنها مي‌خواهند نشان دهند كه اسلام مساوي بنيادگرايي است؛ بنيادگرايي هم مساوي تروريسم است و در نتيجه مسلمانان تروريست هستند.

مهاجراني درباره بدفهمي رسانه‌هاي غربي و غرب از اسلام گفت: هنوز برخي به تعبير ادوارد سعيد دوست دارند يا ترجيح مي‌دهند كه مسلمانان همچنان در حاشيه تاريخ باقي بمانند اما واقعيت اين است كه مسلمانان جهان امروزه شاهد يك نهضت بيداري هستند كه البته چيزي بيش از حقوق طبيعي و انساني خود را طلب نمي‌كنند.

وي همچنين در بخش ديگري از سخنان خود به نگرش يك‌سويه غرب از اسلام پرداخت و گفت: دشواري از آن‌جا آغاز مي‌شود كه ما در گفت‌و‌گو با يكديگر مانند گفت‌و‌گوي اسلام و غرب چنان كه شايسته است گوش نمي‌كنيم.

يادآوري اين نكته ضروري است كه متن كامل سخنراني مهاجراني در آينده در نشرية «گزارش گفت‌و‌گو» چاپ
خواهد  شد.


بروجردي: اسلام دين صلح و دوستي است

در ديدار هياُتي از بنياد «غيرانتفاعي فرهنگي بين‌المللي هيروشيما» با دكتر بروجردي، سرپرست «مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها» درباره همكاري‌هاي فرهنگي ايران و ژاپن، راههاي جلوگيري از خشونت، ارائه راهكارهاي صلح‌آميز بحث و تبادل‌نظر صورت گرفت.

در اين ديدار كه روز چهارشنبه (19/1/83) انجام شد، دكتر بروجردي گفت: منشاُ صلح و دوستي در جهان، نگاه درست بشر به همنوعان خود است و در اين‌باره افزود: زماني در دنيا صلح و آرامش ايجاد مي‌شود كه هر كس به تنهايي نگاه درستي به بشر داشته باشد و به ديگران همانند خود نگاه كند.

سرپرست «مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها» با اشاره به اينكه اسلام دين صلح و دوستي است، تاُكيد كرد: متأسفانه گروههايي مانند گروه طالبان با سوءاستفاده از اسلام، چهره واقعي آن را مخدوش مي‌كنند، در حالي كه اسلام غير از آن چيزي است كه آنها معرفي مي‌كنند.

وي در پاسخ به پرسش يكي از اعضاي گروه درباره برخورد «مركز» با ايده و افكار خاتمي گفت: ما در «مركز» افكار و عقايد خاتمي را با برگزاري سمينارها و كنفرانس‌هاي مختلف و ارائه مقالات، بسط و گسترش مي‌دهيم.

بروجردي در پاسخ به پرسش ديگري درباره توليد سلاح اتمي در ايران گفت: ايران نه داراي سلاح اتمي است و نه در فكر ساختن آن و نيز داشتن سلاح كشتار جمعي را رد مي‌كند. وي در اين‌باره تأكيد كرد، ولي ما اعتقاد داريم كه براي دفاع از مرزهاي خويش بايد سلاح توليد كنيم.

همچنين در اين ديدار، آكيرو تاشيرو، رئيس هيئت و خبرنگار روزنامه «چوگو هيروشيما» گفت: اين گروه يك NGO فرهنگي است و حمايت‌كننده آن نيز روزنامه چوگو هيروشيما است.

آكيرو تاشيرو گفت: گروه ما طرفدار صلح و دوستي است و هدفشان را از سفر به ايران گفت‌و‌گو و تبادل‌نظر درباره موضوع گفت‌و‌گوي تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، ريشه كردن ظلم و ستم، سلاح‌هاي اتمي عنوان كرد.

وي يادآور شد: ما تصور مي‌كرديم قرن 20 قرن جنگ و قرن 21 قرن صلح و گفت‌و‌گوست اما برخلاف تصور قرن 21 با جنگ و خونريزي آغاز شد. به خاطر همين هم كار ما بعد از حوادث 11 سپتامبر بيشتر شده است زيرا آمريكا و انگليس به بهانة مبارزه با تروريست در منطقه جنگ‌هاي فراواني را به‌ وجود آورده‌اند.

خبرنگار روزنامه چوگو هيروشيما گفت: گروه ما قصد سفر به تمام دنيا را دارد و ما در اين سفرها مي‌خواهيم ابتدا با مردم و سپس با دانشمنداني كه به تهيه و ساخت بمب‌هاي اتمي مبادرت مي‌ورزند، صحبت كنيم.

وي اضافه كرد: ما در سفر به آمريكا بيشترين مدت را خواهيم گذراند، زيرا آمريكا را منادي اين جنگ‌ها مي‌دانيم.


پنجمين نشست «زن و جهاني شدن» برگزار شد

گروه علوم سياسي «مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها» نشست پنجم زن و جهاني شدن را با موضوع مقايسه تطبيقي حقوق زنان و خانواده در قوانين اساسي كشورهاي اسلامي با دو نمونه منطقه‌اي ايران و افغانستان در تاريخ 16/2/83 در محل كتابخانة «مركز» با حضور علاقه‌مندان و صاحبنظران برگزار كرد.

در اين نشست «شكريه بارك زي» عضو كميسيون تدوين قانون اساسي افغانستان درباره «جهاني شدن و وضعيت زنان در افغان» سخن گفت.

بارك زي در ابتدا زن را موجودي هستي‌آفرين و جامعه‌ساز خواند و گفت: اين طبقه به دليل زن بودن زجرها و مشقات زيادي تحمل مي‌كند و نه‌تنها در كشورهاي اسلامي بلكه در دول غيراسلامي نيز از حقوق خود محروم و به صورت يك شي‌ء با او برخورد مي‌شود.

وي وضعيت زن امروز افغان را بهتر از ديروز ندانست و گفت: شايد هيچ موجودي به اندازه زن افغاني جبر متحمل
نشده باشد.

بارك با اشاره به وضعيت زن و حكومت طالبان تصريح كرد: زنان در دوران طالبان بدون همراه محرم شرعي و برقع  حق بيرون رفتن نداشتند. وي به تهديد زنان توسط فقر و گرسنگي اشاره كرد و يادآور شد: ترس به خاطر زن بودن درد است، در دوران طالبان برخورد دوران جهالت عرب زنده شد و درِ دانشگاه و مكاتب به روي ما بسته شد.

بارك زي در ادامه به مقوله جهاني‌شدن و زن پرداخته و گفت: جهاني شدن از تساوي مي‌گويد ولي همه زن را به عنوان جنس ضعيف مي‌شناسند. هم‌اكنون هم در كشورهاي جهان زناني هستند كه اداره كشور را بر عهده دارند ولي تعدادشان در برابر مردان ناچيز است.

همچنين در اين نشست صديقه بلخي عضو هيئت اعزامي افغانستان به اجلاس بن و عضو شوراي تدوين قانون اساسي افغانستان با عنوان «حقوق زنان در قانون اساسي افغانستان» سخنراني كرد. بلخي در ابتدا به بيان شرايط سنتي و دشواري‌هاي زنان افغان اشاره كرد و در اين راستا گفت: ديروز زن افغان با فهم و درايت خود فرزندان و شخصيت‌هاي مشهور به جامعه تحويل داد. زن امروز افغان هم با تحصيل و تعليم و تربيت در اين راه مي‌كوشد، زيرا زن افغان در هيچ‌جا كاستي ندارد.

وي افزود: در هيچ‌جاي قرآن تمام امتيازات زندگي به مرد يا زن مختص نبوده و خداوند تنها امتياز برتري انسان را تقوا مي‌داند و اين جامعه بشري است كه مرد را بالا و زن را پايين آورده است.

بلخي تصريح كرد: اكنون وضعيت زنان در افغانستان خوب است ولي صددرصد نيست. ما هنوز مشكلاتي از قبيل وجود تفكر طالبان، عدم امنيت و آشوب بر عليه ملت را داريم.

بلخي زنان افغان را زنان فهيم دانسته و گفت: ما به زنان خارج از افغانستان و زنان كشورهاي همسايه براي آبادي افغانستان چشم اميد داريم.

همچنين در اين نشست شهيندخت مولاوردي مدير امور بين‌الملل مركز مشاركت زنان رياست جمهوري با عنوان «زن و جهاني شدن مطالعه موردي قانون اساسي ايران و افغانستان» سخنراني كرد.

ملاوردي در ابتدا درباره دستاوردهاي قانون اساسي ايران براي زنان ايران، به اصول خاص و عام قانون اساسي به‌عنوان قانون مادر كشور پرداخته و گفت: مقدمه هر قانون اساسي بيانگر آرمان آن قانون اساسي است و اشاره كرد اختصاص يك قسمت از مقدمه به زنان بيانگر ميزان توجه به زنان است.

وي كاستي‌هاي قانون اساسي ايران را ناشي از خلاء قانون و به كار بردن واژه‌هاي مبهم و دوپهلو دانست و گفت: اصل 19 حقوق مردم را براساس رنگ و نژاد و… ندانسته و بر حقوق مساوي همه تصريح مي‌كند ولي بر اين نكته تاكيد نمي‌كند كه آيا جنسيت مي‌تواند عامل برتري باشد يا نه؟ در متن اين اصل هم هيچ اشاره صريحي به مقوله جنسيت نشده و راه را براي سوءاستفاده باز كرده است.

مولاوردي به اصل 115 قانون اساسي در مورد شرايط شركت‌كنندگان در انتخابات رياست جمهوري و استفاده واژه رجال سياسي اشاره كرد و گفت: در چندين انتخابات رياست جمهوري زنان به دلايلي واجد صلاحيت اعلام نشدند و اين واژه علي‌رغم مدنظر نبودن معناي لفظي آن توسط وضع‌كنندگان، قانون اساسي را براي سوءتعبير باز كرده است.

وي در بخش ارائه راهكارها نيز گفت: تعدادي از اصول قانون اساسي معطل مانده‌اند، هنوز شاهد مشاركت همه جامعه در عرصه‌هاي مختلف سياسي اجتماعي فرهنگي نيستيم و موانع جدي براي احياي حقوق زنان وجود دارد.

وي در همين راستا پيشنهاد كرد: شروط اجراي اجرت‌المثل طلاق حذف شود و در زمينه ازدواج زوجه بازنگري صورت گيرد. شروط ضمن عقد ازدواج از جنبه قراردادي خارج شده و جنبه قانون رسمي پيدا كند و تبعيض‌هاي ناروا و بي‌عدالتي در برخورد با زنان رفع گردد.

وي در ادامه به جهاني شدن به عنوان فرآيندي دووجهي پرداخت و گفت: جهاني شدن فرصتي براي زنان در جهت دستيابي به حقوق از دست رفته خويش و از جهتي ديگر تهديدي جدي براي ارزش‌هاي هويت ملي كشور است.

مدير امور بين‌الملل مركز مشاركت زنان در انتها ضرورت برنامه‌ريزي عقلاني در اين زمينه را يادآور شد و گفت: بايد با برنامه‌ريزي عقلاني از اين فرصت بي‌بديل استفاده كرد تا با حفظ هويت و ارزش‌هاي اصيل ملي و مذهبي، خويش را با فرهنگ جهاني تطبيق دهيم. برخورد سلبي ره به جايي نمي‌برد و زن مسلمان بايد با اطلاعات و درايت با فرصت‌ها
به پيش رفته و در عين‌حال از ارزش‌هاي خود دفاع كند.


اولين همايش بين‌المللي «نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها » در دانشگاه اصفهان به كار خود پايان داد

 محمد خاقاني دبير اين همايش در اختتاميه همايش به ارايه گزارش از روند برگزاري همايش پرداخت.

وي گفت: پس از بررسي‌ها و تحقيقاتي كه به طرق مختلف انجام شد به اين نتيجه رسيديم كه ايده گفت‌و‌گوي تمدن‌ها در اكثر كشورهاي دنيا موردپذيرش قرار گرفته و انديشمندان جهان در حال بررسي و تحقيق بر روي اين ايده هستند.

خاقاني اضافه كرد اما چيزي كه از آن غفلت شده عدم توجه به نفش گفت‌و‌گوست و اينكه گفت‌و‌گوي تمدن‌ها قبل از آن كه حامل پيامي براي جهانيان باشد، نياز به يك زبان واحد دارد.

دكتر خاقاني ادامه داد: با وجود اينكه مدت زمان در نظر گرفته شده براي ارسال مقالات بسيار اندك بود، 190 مقاله به دبيرخانه همايش ارسال شد كه 90 مقاله موردپذيرش قرار گرفت.

خاقاني گفت: در اين همايش بيش از 30 انديشمند از 20 كشور جهان نظير، آلمان، فرانسه، مغرب، تركيه، كانادا، اكراين، مالزي، عربستان، تونس، يمن، فنلاند، استراليا، مصر، بحرين، ژاپن، ايرلند. لبنان، قطر، گرجستان، چك و پاكستان شركت كردند و مقالات خود را همزمان به پنج زبان فارسي، عربي، انگليسي، فرانسه و آلماني ارايه دادند.

او همچنين تصريح كرد: اولين همايش نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها در ايران و در شهر تاريخي اصفهان برگزار شد و در ادامه گفت: قرار است دومين همايش در سال آينده توسط دانشگاه محمد بن عبدالله در كشور مراكش برگزار
خواهد شد.

وي در همين راستا افزود: پس از عقد قرارداد بين دانشگاه اصفهان و دانشگاه محمد بن عبدالله مغرب، ما در صدد برنامه‌ريزي و گفت‌و‌گو با دانشگاه فرايبورگ آلمان و استراسبورگ فرانسه و دانشگاهي در ژاپن براي برگزاري اين همايش با همين محورها در سال‌هاي آينده هستيم.

دبير همايش همچنين تأكيد كرد: دبيرخانه همايش در حال پيگيري پيشنهاد تأسيس سازمان بين‌المللي حمايت و دفاع از زبان‌هاي دنيا در سازمان يونسكو است و هدف از تأسيس چنين مركزي حفظ، احياء و جلوگيري از انقراض 6000 زبان در دنياست.

عناوين مقالات ارايه شده توسط انديشمندان و صاحبنظران داخلي در همايش «نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها » بدين‌شرح است:

تحليلي بر تكامل تمدن بشر، زبان فارسي تمدن‌ساز در گذشته و حال، تأثير زبان در قوت و ضعف حكومت‌ها و تمدن‌ها، نقش زبان در هويت ملي آسياي ميانه، ترجمه و مترجمان و نقش آن در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، زبان فارسي ابزار تعامل فرهنگي، موتيف زبان به مثابه نمادي براي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، شيوه ديالوگ يا گفت‌و‌گو و نقش آن در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، نقش امثال و حكم در تعامل تمدن‌ها، زبان گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، آموزش زبان خارجه در ايران و گفت‌و‌گوي تمدن‌ها و…

قرار است پاره‌اي از اين مقالات در شماره‌هاي آتي نشريه‌ گزارش گفت‌و‌گو چاپ شود. لازم به يادآوري است كه همايش «نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها » به طور همزمان در 4 بخش جداگانه، هر كدام در 10 ساعت در عرض 3 نيمروز به زبان‌هاي فارسي، عربي، انگليسي و فرانسه برگزار شد.

همچنين در اختتاميه همايش، بيانيه نهايي قرائت شد كه در اين بيانيه شركت‌كنندگان در همايش تنها راه تنش‌زدايي و برقراري صلح را گفت‌و‌گوي تمدن‌ها مطرح كردند، همچنين به نقش زبان در تكوين شخصيت فردي و اجتماعي انسان‌ها اشاره كردند و يادآور شدند براي ايجاد بستر مناسب براي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، زبان به عنوان شرط اول گفت‌و‌گو بايد مورد توجه قرار گيرد.

همچنين اين بيانيه با اشاره به جنبه‌هاي مثبت جهاني شدن در همگرايي انسان‌ها، تحميل فرهنگ سلطه‌گران و تحميل زبان آنها را بر ملت‌ها ظلمي زشت براي جامعه بشر عنوان كرد.

در بيانيه مذكور همچنين از نهضت ترجمه و تبادل زباني و فرهنگي حمايت شد و خواهان نشر مجموعه كامل مقالات قبل از انعقاد نشست دوم در سال آينده در دانشگاه مغرب شد.

در ادامه اين بيانيه اعضاي كميته بين‌المللي حقوق زبان‌ها به ترتيب زير معرفي شدند:

دكتر محمد خاقاني استاد دانشگاه اصفهان، دكتر برند اسپيلنر استاد دانشگاه ديسپوك آلمان، دكتر مايومي اوسامي استاد دانشگاه ژاپن، استاد محمد عبدالله الجعيدي استاد دانشگاه مادريد اسپانيا، دكتر عبدالولي الشميري رييس انجمن نوآوري در فرهنگ و ادبيات يمن، دكتر لويزا بولبرس استاد دانشگاه مغرب.

گفتني است اين همايش در 6 محور زبان و جامعه جهاني، تمدن، زبان‌شناسي، ادبيات و ترجمه با همكاري دانشگاه
محمد بن عبدالله مغرب، مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها، رياست جمهوري، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، سازمان ملي جوانان، دانشگاه صنعتي اصفهان، استانداري و شهرداري اصفهان، دانشگاه كاشان، دانشگاه شهركرد، انجمن مثنوي‌پژوهان ايران و صدا و سيما روزهاي 5 و 6 ارديبهشت ماه سال جاري در دانشگاه اصفهان برگزار شد.


پيام رييس دانشگاه محمد بن عبدالله مغرب به همايش نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها

دكتر توفيقي الوراني رييس دانشگاه محمد بن عبدالله مغرب در پيامي به همايش نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها بر همكاري‌هاي دوجانبه فرهنگي ميان ايران و مغرب تأكيد كرد.

در اين پيام آمده است: ما معتقديم كه اساس انديشه اين كنفرانس چيزي جز الهام گرفتن آگاهانه و خردمندانه در نشر فرهنگ صلحي كه در آن خير و صلاح بشريت است، نيست.

وي در ادامه اين پيام تأكيد كرده است: رويدادهاي تاريخي ثابت كرد كه گوشه‌نشيني و خودگرايي و اصرار بر آن ماحصلش كمتر از خودباختگي و ذوب شدن در برابر ديگران نيست.

توفيقي الوراني همچنين در اين پيام يادآور شده است: اينك زمان آن رسيده است كه در چارچوب گسترش وسايل ارتباط‌جمعي به زبان اهميت زيادي بدهيم و اين به‌خاطر نقش زبان در برقراري پل‌هاي ارتباطي است.

رييس دانشگاه مغرب در پيام خود ضمن تشكر از برگزاركنندگان همايش «نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها»، براي همه كساني كه در راستاي نشر فضيلت، تفاهم، گسترش پايه‌هاي گفت‌و‌گوي ميان ملت‌ها و دولت‌ها در سطح مراكز علمي و دانشگاهي تلاش مي‌كنند، آرزوي موفقيت كرده است.

اولين همايش بين‌المللي نقش زبان در گفت‌وگوي تمدن‌ها در دانشگاه اصفهان برگزار شد

اولين همايش بين‌المللي «نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها » روز 5 ارديبهشت‌ماه سال جاري با حضور بيش از 150 نفر از انديشمندان داخلي و 30 نفر از شخصيت‌هاي خارجي در تالار شريعتي دانشگاه اصفهان برگزار شد. در اين همايش متفكران و صاحب‌نظران داخلي و خارجي حول محورهاي زبان و جامعه مدني، زبان و تمدن، زبان و دين، زبان و زبان‌شناسي، زبان و ادبيات، زبان و ترجمه به بحث و تبادل‌نظر پرداختند.

محمد خاقاني دبير همايش «نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها » در افتتاحيه اين همايش گفت: آرمان گفت‌و‌گو از بطن فرهنگ  ناب اسلامي مردم ايران تراويده و برآيندي از فراخوان همه ملت‌ها و فرهنگ‌ها توسط اسلام براي صلح و همزيستي مسالمت‌آميز در اين دنياي پرالتهاب است.

وي گفت: اين آرمان هواخواني از جاي جاي گيتي به خويش جلب كرده است، كه در تلاطم نبردهاي خونين و كشمكش‌هاي اسفبار، نويد امكان ساختن جامعه‌اي جهاني مبتني بر ايمان به گفت‌و‌گو و علاقه‌مند به صلح و صفا را در دل‌ها زنده مي‌كند.

خاقاني همچنين يادآور شد: براي اولين‌بار همايش بين‌المللي «نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها » را با اين انگيزه تدارك ديده‌ايم كه اگر قرار است گفتماني جامه عمل پوشد ناگزير بايد اطرافيان گفت‌و‌گو بر سر زبان گفت‌و‌گو به تفاهم
دست يابند.

وي تصريح كرد: ايده پذيرش يك زبان جهاني و واحد براي گفت‌و‌گوي تمدن‌هاي مختلف به معني پاك كردن صورت‌مسئله و حذف گفت‌و‌گوست. وي در اين‌باره افزود: چون وقتي علم، فرهنگ و زبان را دو بعد يك حقيقت مي‌داند، لاجرم هر فرهنگي زبان خويش را مي‌پروراند و در بستر آن با ديگران گفت‌و‌شنود مي‌كند.

محمود بروجردي، سرپرست مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها به عنوان نخستين سخنران همايش ياد شده تصريح كرد: طرح ايدة گفت‌و‌گوي ميان فرهنگ‌ها بدون در نظر گرفتن كاركردهاي زبان، امري ناقص و ناكامل است.

وي تأكيد كرد كاركردهاي عمده زبان را در وهله اول بايد در قابليت ارتباطي آن و سپس در پيوندي كه با ميراث گذشته‌گان و نسل‌هاي آينده دارد، جست‌و‌جو كرد و اين دو خصيصه سبب مي‌شود تا فضاي اجتماعي يك جامعه تهي از محتوا و ارزش فرهنگي نشود.

بروجردي همچنين كار ويژه ايده گفت‌و‌گوي تمدن‌ها و فرهنگ‌ها را برقراري شرايط صلح‌آميز و تفاهم‌آميز توصيف كرد و در اين‌باره گفت: اين هدف في‌نفسه هدفي والا و ارزشمند است، اما اين نكته كه گفت‌و‌گو به شكلي واقعي چنين هدفي را واقعيت بخشيده، اهميت قابل‌توجه‌تري دارد.

سرپرست مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها با اشاره به اينكه خشونت يكي از معضلات اساسي بسياري از اجتماعات بشري است گفت: بنابراين اگر چنين نقش پراهميتي براي نظرية گفت‌و‌گو به اثبات رسد، شايسته است كه اين ايده همواره به شكل دقيق‌تري بررسي گردد.

وي همچنين با تأكيد به بار اجتماعي زبان گفت: زبان توليدي اجتماعي است و در تحليل نهايي بوجودآورندة ذهن است و از طريق ذهن گفت‌و‌گوي داخلي آدمي با خودش از طريق نمادهاي معنادار تعريف مي‌شود.

وي همچنين يادآور شد آنچه كه ابعاد اجتماعي زبان را برجسته مي‌سازد اين مسئله است كه زبان و نحوة بيان مفاهيم معيار نسبتاً دقيقي از شرايط اجتماعي افرادي است كه با زبان به انتقال معاني دست مي‌زنند.

بروجردي با اشاره به اينكه طبقات اجتماعي و اقشار مختلف جامعه به مجرد شرايط اجتماعي و اقتصادي متفاوتي كه در آن زندگي مي‌كنند بيانات مخصوص خود را دارند، گفت:

بهره‌اي كه زبان به ما خواهد رساند اين است كه با معيارهاي زبان‌شناختي بتوانيم چگونگي شرايط اجتماعي اعتقادي كه انسان‌ها در آن به سر مي برند استخراج كرده و با فهم اين شرايط، مفاهمه يكديگر را آسان نماييم.

وي در پايان يادآور شد در اين صورت گفت‌و‌گو از حد شعاري سياسي و سمبليك خارج و به شكل ابزاري تحليلي تبلور مي‌يابد و انسان‌ها را به سوي صلح و آرامش دعوت مي‌كند و فهم متقابل عناصر فرهنگي تمدن‌هاي گوناگون را آسان مي‌كند.


خاتمي در پيامي به همايش نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها: "گفت‌و‌گوي تمدن‌ها بر پايه زبان قوام مي‌يابد."

«محمد خاتمي » رييس‌جمهوري اسلامي ايران در پيامي به همايش «نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها » در اصفهان تأكيد كرد: نظريه گفت‌و‌گوي تمدن‌ها بر پايه زبان قوام مي‌يابد تا فرهنگ‌هاي مختلف و تمدن‌هاي متنوع بشري را به تحقق تفاهمي قابل‌اعتماد و اصيل نويد بخشد.

به گزارش خبرنگار ما، در اين پيام كه توسط بروجردي، سرپرست «مركز بين‌المللي گفت‌و‌گوي تمدن‌ها » قرائت شد، آمده است: همچنان كه وجدان جمعي بشر يك‌جانبه‌گرايي در عرصه فكر و انديشه و سلطه يك فرهنگ بر ساير فرهنگ‌ها را تحمل نمي‌كند، يكسان‌سازي در مقوله زبان را نيز برنخواهد تافت.

متن كامل پيام خاتمي بدين‌شرح است:

تاريخ زندگي بشر به واقع بستر پرفراز و نشيب تحولاتي است كه در ميدان فكر و انديشه، انسان، اين عصاره آفرينش را به مرتبه سيادت بر همة موجودات رسانده است.

خرد انسان، كه دوشادوش عنصر عشق و محبت، جوهرة اين نادرة هستي را ساخته و پرداخته، برآيند رفتار جمعي انسان‌ها است، كه با قوه بلامنازع نطق، و به مدد زبان به تدريج شكل مي‌گيرد و به شخصيت انسان شكل مي‌دهد.

در مسير تطور انديشة انساني، از زماني كه ارسطو آدمي را حيوان ناطق ناميد، تا ديدگاه‌هاي نظريه‌پردازان فلسفه‌هاي زباني امروز، تعريف «اسلام» از زبان و اهميت آن، قابل تأمل جدي است.

زبان از منظر اسلام، اصالتأ در شكل شفاهي آن با تصوير «خلق الانسان علمه البيان»، نتيجتاً در صورت مكتوب آن با سوگند «نون والقلم و ما يسطرون»، قداستي هم‌سنگ روح مقدس انسان مي‌يابد و بالاتر از آن، خداي خالق هستي خود را سخنگويي معرفي مي‌كند، كه با كلام «كن» به هر چه اراده كند شرف وجود مي‌بخشد.

در اسلام، خداي بزرگ نه‌تنها با آدميان و فرشتگان، بلكه با حشرات و پرندگان، و حتي با زمين و آسمان به گفت‌و‌گو مي‌نشيند و در جاي جاي قرآن، گفت‌و‌گو را نمايش اصلي ظهور خلايق معرفي مي‌نمايد.

نظرية «گفت‌و‌گوي تمدن‌ها» كه در دنياي پرتلاطم بشر خسته از جنگ و گريز، گوشهاي شنواي فراواني يافت و ايران اسلامي ما را به طلايه‌داري اين ارزش بشري و جهاني مفتخر ساخت، بر پاية زبان قوام مي‌يابد تا فرهنگ‌هاي مختلف و تمدن‌هاي متنوع بشري را به تحقق تفاهمي قابل‌اعتماد و اصيل نويد بخشد.

در اين ميان، اقتدارگرايان كه به مدد دستاوردهاي زبان‌شناسي نوين، نقش زبان را در شكل بخشيدن به منش و كنش جمعي جوامع بشري دريافته‌اند، در تلاشند تا با تحكيم زبان خويش و توسعة فرامرزي آن، به تحكيم و توسعه فرهنگ سلطه در گسترة جغرافياي زمين دست يابند. توجيه علمي آنان از يكسان‌سازي زباني، نياز بشر به زبان واحد براي تسهيل در تبادل اطلاعات و علوم در عصر انفجار معلومات است.

كتاب آسماني ما مسلمانان، اختلاف زبان‌ها را حكمتي خداوندي و آيتي الهي براي تأمل فرهيختگان و دانشمندان معرفي مي‌كند، «و من آياته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتكم و الوانكم ان في ذلك لايات للعالمين»، همچنان كه وجدان جمعي بشر يكجانبه‌گرايي در عرصة فكر و انديشه و سلطه يك فرهنگ بر ساير فرهنگ‌ها را تحمل نمي‌كند، يكسان‌سازي در مقوله زبان را نيز برنخواهد تافت. زبان و انديشه، به عنوان  دوروي سكه نقد وجود آدمي، با تنوع، كه راز آفرينش و انگيزه خلقت عالم و آدم است، گره خورده است.

آنچه بشر در دنياي امروز و فردا بدان نيازمند است، حذف زبان‌ها و انديشه‌هاي مختلف نيست، بلكه گفت‌و‌گو براي دستيابي به اصول قابل ‌اتفاقي است كه در عين احترام به افكار و آداب مختلف، تفاهم بر سر ارزش‌هاي مشترك را از آرمان به عمل و از خيال به تحقق برساند.

با تقدير از انديشمنداني كه از ايران و ساير كشورها در اولين همايش بين‌المللي: «نقش زبان در گفت‌و‌گوي تمدن‌ها» در دانشگاه اصفهان، گرد آمده‌اند تا به معرفي رويكرد زبان در زمينه‌هاي گوناگون: جامعه جهاني، تمدن، دين، زبان‌شناسي، ادبيات و ترجمه بپردازند. انتظار مي‌رود اين همايش و نشست‌هاي بعدي آن در ساير كشورها، با تبيين اهميت بلامنازع زبان و نقش آن و نيز با كنكاش علمي خويش به توصيه‌هاي كارآمد و قابل‌ارايه به مجامع فرهنگي جهان، در رعايت احترام به زبان‌هاي مختلف به عنوان جلوه‌هاي بارز شخصيت فرهنگي جوامع بشري و تحكيم اصل گفت‌و‌گو بين زبان‌ها به جاي اصل رويارويي و ستيز آنها دست يابند.

براي همة حاضران در اين همايش علمي كه مي‌كوشند تا در اين راه ارزنده گام بردارند، آرزوي موفقيت و بهروزي دارم.


اولين نشست از سلسله نشست هاي نظريه اجتماعي معاصر: بررسي افكار و آثار ادوارد سعيد، به کوشش گروه علوم اجتماعي مركز بين المللي گفت وگوي تمدن ها

يكي از برنامه هاي گروه علوم اجتماعي «مركز بين المللي گفت وگوي تمدن ها» در سال 83، برگزاري سلسله نشست هايي با عنوان نظريه اجتماعي معاصر است كه بيشتر سعي كرده است به متفكراني بپردازد كه در دروس رسمي دانشگاهي كمتر به آنها پرداخته شده ولي به لحاظ نوع نگاه ويژه اي كه دارند بسيار مهم اند.

     با توجه به نوع نگاه نقادانه ادوارد سعيد به مسائل اجتماعي،‌ ادبي و سياسي و تلفيق آنها با يكديگر، اولين نشست از سلسله نشست هاي «نظريه اجتماعي معاصر» را به بررسي افكار و آثار ادوارد سعيد اختصاص يافته و بيشتر بر روي آخرين اثر او يعني كتاب فرهنگ و امپرياليسم تأكيد شده است.

     سخنران اين نشست جناب آقاي اكبر افسري مترجم كتاب «فرهنگ و امپرياليسم» بودند.  جلسه مذكور در روز دوشنبه هفتم اردي بهشت ماه سال جاري برگزار شد.

     آقاي اكبر افسري ضمن عنوان اين مطلب كه فصلنامه نقد و بررسي كتاب فرزان آخرين شماره خود را به ادوارد سعيد اختصاص داده است سخنان خود را با درآمدي كه براي اين فصلنامه نوشته اند، آغاز كردند:

      «هنــگامي كه در پنجم مهرماه 1382 (27 سپتامبر 2003) ادوارد سعـيد، منتقد و انديشــمند فلسطيني الاصلِ امريكايي در نيويورك درگذشت، خبر مرگ او دوستداران فرهنگيش را بهت زده كرد. چه سعيد همچنان كه در زندگي، مقالات و سخنراني هايش نشان داده، نوشته و بيان كرده بود كه با روحيه اي قوي در مدتي بيش از ده سال با سرطان خون جنگيده است و هر لحظة زندگي را غنيمــتي مي دانست و در هيچ يك از برنامه هاي انتقادي، فرهنگي و سياسي و حتي مسافرت هاي او وقفة قابل ملاحظه اي مشاهده نمي شد. اين بود كه عده اي نيز باور نمي كردند در روزهاي پيشِ رو نتوانند با او در بخش شرق شناسي دانشگاه كلمبيا در دفتر كارش ملاقات كرده و مانند هميشه او را فروتن و در عين حال پرشور نيابند كه پاسخي به جد و يا به طنز به پرسشـهاي مختلف از مسئله فلسطين تا نقد پست مدرن ندهد.»

     ادوارد سعيد در دانشگاه پرينستن، تحت تأثير يكي از بزرگان نقد نو يعني بلك مور  ( Blackmore) قرار گرفت. Blackmore  تأثير دوگانه اي بر نقدهاي سعيد داشت نخست آنكه يك نظر منطقي و قابل قبول براي سعيد داشت و آن اينكه معتقد بود ادبيات يكي از مهارت هاي نمادين انسان براي تبديل و تجسم واقعيت بالقوه و ساكن به واقعيت بالفعل و پويا است يعني قلم هاي مقتدر و تخيلات و انديشه هاي عميق نويسندگان بزرگي مثل بالزاك،‌ ديكنز، استاندال و …. است كه قهرمانان داستانهاي آنها را از حالت بالقوه و ساكن به شكل بالفعل و پويا تبديل مي كند. دوم اينكه Blackmore معتقد بود بهترين شكل نقد ادبي مقاله نويسي است كه در آن نويسنده آزادي بيشتري دارد و حتي نويسنده مي تواند مسائل روز را هم البته با اقتدار زيبايي شناختي ادبي به نگارش درآورد كه البته لازم به يادآوري است كه پيـــشروي قبلي اين تفكر، شــخصي به نام جورج لوكاچ  (Georg Lukac)است. در جــايي لوكاچ مي گويد:‌ «به نظر من مقاله شعر دنياي نثر است … » كه البته نه هر مقاله اي!

     يكي از خصوصيات ادوارد سعيد جزم گرا نبودن اوست.  او وقتي مشاهده مي كرد كه يك انديشه تحمل واقعيات جهاني را ندارد، آن را كنار مي گذاشت و گاهي از سر مخالفت با آن درمي آمد. به همين دليل هرگز او را جزء منتقدان امريكايي مكتب نقد نو همچون بروكس و تيت و مكاتب ديگر نياورده اند. ادوارد سعيد حتي نظرات مخالف خود را با عرفات نيز با جديت ابراز مي كرد تا جايي كه حتي كتابهاي ادوارد سعيد در كناره غربي و خود فلسطينِ تحت نظر عرفات، سانسور و حتي مدتي ممنوع شد.

     ادوارد سعيد تحصيلات تكميلي خود را در دانشگاه هاروارد انجام داد و پايان نامه دكتري خود را در مـورد جوزف كنراد نوشـــت و اين اثر در سال 1966 در امريكا منتشــر كرد (جــوزف كنراد و حديث نفس). جوزف كنراد نويسنده لهستاني الاصل انگليسي تا بيست و يك سالگي زبان انگليسي نمي دانست ولي به حدي قدرت داستان پردازي در او بالا بود كه اكنون از بزرگان رمان نويسي كلاسيك محسوب مي شود. يكي از دلايلي هم كه ادوارد سعيد به كنراد علاقه داشت، همين بود كه با او نوعي همزاد پنداري داشت و شباهتهايي را بين او و خودش مي ديد، چون كنراد نيز مثل خود او يك نويسنده انگليسي الاصل  و يا امريكايي الاصل محسوب نمي شد.

     به اعتقاد سعيد هيچ كس به اندازه كنراد نتوانست در رمان نويسي، امپرياليسم فرهنگي و يا حتي مزايا و ظرفيت آن و جهاني بودن آن را و به اصطلاح رسالت متمدن سازي مورد ادعاي امپراطوري غربي را تجسم بخشد و در رمان از قوه به فعل درآورد.  غالبا در زبان فارسي و يا انگليسي جوزف كنراد را طلايه دار مبارزه با امپرياليسم و استعمار مي دانند در صورتي كه درست برعكس، كنراد در آثار خود (البته به نحو فوق العاده جالبي از نظر هنري) عنوان كرده است كه  هدف غرب، متمدن سازي جهان غيرغربي است. ادوارد سعيد نيز در چندين مقاله ضمن ستايشي كه از قدرت قلم كنراد مي كند سوء تعبيرها را نيز گوشزد مي كند. چون ما در ادبيات با اين بي راهه ها زياد برخورد مي كنيم مثلا فكر مي كنيم فلان نويســنده بسيار دمــوكرات است ولي وقتي انتهاي قضيه را مي بينيم، متوجه مي شويم كه در وطن پرسـتي او هم روحيه اي فاشيستي ديده مي شود.

     نقد ادوارد سعيد بر آثار مختلف به اين شكل است كه همه چيز را به يكباره نمي پذيرد همه چيز را هم به يكباره رد نمي كند، يعني يك نويسنده را به يكباره به اوج نمي رساند و عكس آن را هم رفتار نمي كند.

     شخص ديگري كه ادوارد سعيد آثارش را بررسي كرده است راديارد كيپلينگ ((Rudyard Kipling است كه شاهكار ادبي او اثري به نام كيم (Kim) مي باشد. كيم سرگذشت جواني است كه اصلا انگليسي است ولي در هند متولد شده است. كيم با همه نهادهاي اجتماعي و مذهبي و انســتيتوها در هند روبرو مي شود. كمتر نويسندة خارجي توانسته هند را به اين خوبي بررسي كند و در عين حال با ظرافت و زيركي به صورت غير مستقيم اين مسئله را به خواننده القاء  كند كه كارهايي را كه ما در هنـــد انجام مي دهيم باعث ارتقاء مردم هند مي شود.

*    *    *

     سعيد اولين كتاب خود را در سال 1975 كه پايه گذار نقدهاي آينده او است به نام «سرآغازها، مقاصد و شيوه ها» به چاپ رساند.

     ادوارد سعيد در اين كتاب چه مي خواهد بگويد؟ سعيد دو نظر خاص در اين اثر ارائه مي كند. يكي اين كه با اتكاء به نظريه ويكو فيلــسوف ايتاليايي در كتــاب دانش نو، بين منشـــأ و سرآغاز تفاوتي قائل مي شود. او مي گويد صورت هاي فرهنگي يا حالت origin  ،  ابتدايي، اصلي،  اسطوره اي و مقدس دارند يا برعكس داراي حالتي هستند كه ما به آن سرآغاز مي گوييم يعني مي خواهند چيز تازه اي درون آن پديد آورند. ادبيات و هنرها هم معمولا دو دسته هستند يا رشته هايي كه مربوط به اين وضعيت كهن، قدوسي و اسطوره اي مي شود و يا اينكه مي خواهند وضعيت تازه اي ايجاد كند. اينجاست كه بين سنت و مدرنيته، بين پست مدرن و مدرنيته، بين گذشته و حال معمولا تضاد پديد مي آيد اما سعيد كه مي توان گفت از اين لحاظ محافظه كار است مي گويد بدون در نظر گرفتن گذشته و بدون در نظر گرفتنorigin   نمي توانيم چيز تازه اي پديد آورديم منتهي بايستي از خاستگاه و آن چيز اصلي كه اكنون مورد توجه است و حالت جزم دارد عبور كنيم و خودمان را به چيزهاي نزديك و تازه برسانيم. وي  از اصطلاحات حقوقي يا شايد بتوان گفت  مردم شناسي مذهبي استفاده مي كند و مي گويد دو سبك بسيار بزرگ فرهنگي داريم به طوري كه سبك ها يا نَسَبي (affiliative) هستند و يا سببي (filation) . در حالت نَسَبي شخـص بي چون و چرا از وضــعيت هاي قبلي اطاعت مي كند و عينا آنها را تكرار مي كند ـ البته تكرار هم داراي بحث جداگانه ايي است كه خود ادوارد سعيد در كتاب جهان، متن، منتقد بحثهاي مفصلي ارائه داده چرا كه بعضي تكرارها لازم و ارزشمند هستند.  در حالت سبيي مثل رابطه شخصي كه با كسي خارج از خانواده ازدواج مي كند، ما با انديشه هاي ديگران جلو مي رويم. نويسندگاني كه در عصر حاضـر اول با مخالفت روبرو مي شوند بعد به تدريج پذيرفته مي شوند از دسته دوم هستند مثل جيم جوز. البته اكثر نويسندگان نوپرداز در ابتدا با همين مخالفت ها روبرو هستند مثل صادق هدايت.

      سرآغازها  (biginings)ي ادوارد سعيد را  يكي از آثار ساختارگرايي امريكايي دانسته اند و بسياري از اصطلاحات ارائه شده توسط او مثل دنيايي، دودماني،‌ نسبي،‌ سببي ابتدا از اين كتاب سرچشمه گرفته و بعدها در كتاب هاي ديگرش ادامه يافت.

     در سالهاي تدريس و تحصيل آن طور كه از تمام نوشته هاي سعيد برمي آيد دو چيز ذهنش را اشغال كرده بود نخست علاقه و حساسيت  فوق العاده اي كه نسبت به ادبيات تقديس شده اروپايي قرن نوزدهم مثل شكسپيرها و ديكنزها داشت و اصولا خود اومتخصص اين كار بود و در دانشگاه، ادبيات تطبيقي تدريس مي كرد. دوم نگراني خاصي كه به ديدگاههاي مختلف شرق شناسي نسبت به شرقي ها، آسيايي ها، آفريقاييان، اعراب و در اين اواخر الزاما به فلسطينيان داشت.  كتاب پرآوازة شرق شناسي او هم كه در سال 1978 چاپ شد محصول چنين افكاري است. لازم به ذكر است كه اين كتاب در مدت چهار يا پنج سال به بيست وپنج زبان زنده دنيا ترجمه شد. اين كتاب ديدگاههاي مختلف غربي را نسبت به شرق عوض كرد.

     سعيد در كتاب ديگري با عنوان مسئله ي فلسطين به ميهن خودش پرداخت. اولين فايده و تأثير اين كتاب اين بود كه در زماني كه هر گونه گفتگوي بين فلسطيني ها و غرب ممنوع و غير قابل پذيرش بود ادوارد سعيد اين كتاب را منتشر كرد و در اين كتاب با نشان دادن شرايطي كه در فلسطين هست ـ البته مثل هميشه با قلم بسيار قوي ـ حداقل جامعه روشنفكري امريكا را متوجه اين امر كرد و وظيفه ميهني خود را با نوشتن اين كتاب به انجام رساند. سعيد نه تنها امريكاييها و غربيان را متوجه مسائل فلسطين كرد بلكه دنياي فرهنگي را هم متوجه مسائل مابعد استعمار در كشورهاي جهان سوم كرد.

     به طور كلي در اغلب كارهاي آكادميك وقتي از ادوارد سعيد صحبت مي شود سه چيز مورد تأكيد است. يكي اين كه او داراي  نظريه اي است به نام نظريه بعد استعماري. نظريه بعد استعماري مبين اين مسئله است كه جامعه اي كه بعد از استعمار به استقلال رسيده چه وضعيت فرهنگي است. مؤسسات و محققان زيادي در مورد اين نظريه فعاليت كرده اند و تحقيقات ميداني انجام داده اند. نتيجه بسياري از اين تحقيقات نشان مي دهد كه اين كشورها در حالت استقلال هستند ولي آزادي خودشان را از دست داده اند. تحقيقات ديگر نشان مي دهند كه اين كشورها با انديشه هاي متفكرانه غرب داراي نوعي هماهنگي هستند و بعضي از آنها برعكس مخالفت و ضديت را پيش گرفته اند. به هر حال اين تحقيقات (مابعد استعماري) به صورت يك رشته درآمده است و حتي در دانشگاهها هم كرسي دارد. به عنوان مثال مي توانيم جامعه شناسي، مردم شناسي و داستان پردازي هاي هندي را با اين ديدگاه بررسي كنيم.

     نقد ادبي و فرهنگي مفاهيم ادبيات تطبيقي دومين مسئله مورد تأكيد در مورد نظريات سعيد است. وقتي او از شاعر وطن پرست ايرلندي ويليام باتلر ييتس (William.B.Yeats) سخن مي گويد بلافاصله او را با محمود درويش يكي از شـعراي برجسته فلســــطيني مقايسه مي كند. حتي در يكي از آثارش ابن خلدون و ميشل فوكو را از جهات مختلف مقايسه كرده است. او معتقد است هردوي آنها مي دانستند گفتمان يعني چه و هر دوي آنها متوجه بودند كه همبستگي گروهي باعث ايجاد تمدن مي شود يعـني  عده اي كه با هم هستند، شبيه هم هستند و قدرت دارند. افراد با همبستگي، وضعيت مدني و شهـــري ايجاد مي كنند و مدتها طول مي كشد تا به اوج  برسند سپس نزول مي كنند و باز مجددا برمي خيزند و اين حالت اوج و زوال در همه تمدن ها وجود دارد. البته فوكو معتقد است زوال و ظهور به اين شكل نيست بلكه سيستم هاي حاكم بر جهان سيستم مراقبت است و دولتها روز به روز به قدرت خودشان و نهادهاي اجتماعي براي كنترل جامعه به شكل مدرن و مكانيزه مي افزايند.

     سومين چيزي كه در مورد سعيد مطرح است و شايد روشنفكران به آن توجه و علاقه زيادي ندارند  نقش روشنفكر و نشانه هاي روشنفكري است.  او مانند اخلاقيون دوره رنسانس معتقد است نويسنده و شاعر نمي تواند به هر ترتيبي كه بخواهد ابراز عقيده كند و نبايد از تعهدات خود سر باز بزند چرا كه سعيد به محتوا اهميت بسيار زيادي  ميدهد.

     خود ادوارد سعيد معتقد است كتاب فرهنگ و امپرياليسم ادامه شرق شناسي است. اين كتاب فصول متعددي دارد و مقدمه ي آن نشان مي دهد كه كتاب شامل درس گفتارهايي است كه نويسنده در دانشگاههاي مختلف انجام داده است. يكي از مطالبي كه شايد تا كنون از اين ديدگاه به آن نگاه نكرده ايم نظريات او راجع به آلبر كامو است. چيزي كه سعيد در نهايت احترام درمورد كامو ذكر مي كند اين است كه اين نويسنده فرانسوي كه در الجزيره زندگي مي كرد اصولا معتقد بود كه حتي لزومي ندارد الجزاير استقلال پيدا كند و اين  عقيده را نسبت به استعمار فرانسوي تا آخر عمر حفظ كرد.

     نكته ديگري كه لازم است ذكر شود علاقه مندي ادوارد سعيد به موسيقي است. در همين كتاب (فرهنگ و امپرياليسم) راجع به اپراي آيدا اثر مشهور وِردي اپراپرداز برجسته ايتاليايي مقاله مفصلي دارد كه به نظر من تا به حال كسي اين گونه موسيقي را از نظر جامعه شناسي بررسي نكرده است. وردي به هيچ عنوان حاضر نبود با مردم عقب مانده خاورميانه به اصطلاح دم خور شود. ادواردسعيد در اين مقاله عنوان مي كند كه وردي با گرفتن صدو پنجاه هزار فرانك طلاي آن زمان اپراي آيدا را  براي افتتاح كانال سوئز ساخت و اولين بار نيز در قاهره اجرا كرد.

     خود ادوارد سعيد پيانيست چيره دستي بود  و كنسرتهايي را هم براي ابراز حسن نيت خويش با  نوازندگان يهودي و اعراب و خاورميانه اي اجرا مي كرد.